نامه انجمن شفای وسواس به رئیس قوه قضائیه چاپ
اخبار - خبرهای بیمه ای

نامه انجمن شفای وسواس به رئیس قوه قضائیه



حضور محترم آیت ا... صادق آملی لاریجانی
نامه انجمن شفای وسواس به رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم
پیرو بیانات اخیر حضر تعالی در خصوص اینکه "دنیای غرب در پی تحمیل علوم انسانی با پیش فرضهای خاص خودش به دیگر جوامع است" توجه حضر تعالی را به نکاتی بسیار مهم در حوزه سلامت روح و روان مردم و اقدامات آگاهانه غرب و اقدامات آگاهانه یا نا آگاهانه مسئولین و برخی از متخصصین این حوزه به حضورتان تقدیم می نمایم.
خطر پیش فرض های الحادی و روان شناسی محض غربی در سلامت جان مردم ایران:
سخن را با پرسش اساسی حضرتعالی در حوزه سلامت روح و روان آغاز می نمائیم ، آن پرسش این است که علوم به اصطلاح روان پزشکی و روان شناسی که در غرب تحقیق و تهیه می شود و توسعه می یابد و به کشور های دیگر از جمله کشور ایران صادر می گردد، چه پیش فرضهایی دارد؟ آیا صحیح است که کشوری اسلامی مثل ایران، منابع اقتصادی و منابع انسانی و ارزشی خود را صرف ترویج نوعی از علوم وارداتی کند که با پیش فرض های الحادی یا مادی یا اطلاقی مخالف اسلام که توسط یهودیان و صهیونیست ها تدوین شده اند را برای سلامت روح و روان مردم خود بکاربندد؟!
سلامتی،حالتی است که نه تنها به کارکردهای بدنی فرد بلکه به بسیاری از جنبه های کارکرد روحی، روانی وارتباطی او نیز وابسته است .
شاید قرن بیستم تنها دوره ای در تاریخ باشد که در آن غالب آرای پزشکی ، توجه خود را به جسم معطوف کرده و از سایر ابعاد انسانی به عنوان عاملی در سلامتی غفلت ورزیده اند .
در عصر پیشرفتهای عظیم جنبه های فنی پزشکی ، جنبه های انسانی به بوته فراموشی سپرده شده و در تلاش برای تمرکز بر بیماری ، خود بیمار نادیده گرفته شده است.

تمرکز بسیار بر جنبه فنی پزشکی ، مانع تمایز آشکار بین دو پدیده مهم (بیماری) و ( ناخوشی ) می شود . بیماری ، مجموعه ای از یافته ها ، نشانه های جسمی است که روی هم رفته ، ماهیتی قابل تعریف به وجود می آورند . ناخوشی ممکن است بیماری قابل تعریفی را در برگیرد و ممکن است چنین نباشد ، اما عملکرد مطلوب فرد را به هم زده و شناختها ، هیجانات ، انگیزه ها و رفتارهای وی را تحت تاثیر قرار می دهد .
امروزه الگوی حاکم درباره بیماری ، الگوی زیستی – پزشکی است . در الگوی زیستی – پزشکی فرض می شود که بیماری به طور کامل ، معلول انحراف بیمار از هنجار متغیرهای زیستی قابل سنجش است . تلقی این الگو آن است که حتی پیچیده ترین پدیده های بیماری را نیز می توان به ناهنجاریهای جسمی خاص و قابل سنجش ارجاع داد.
متاسفانه الگوی زیستی – پزشکی ، قادر به توصیف مناسب واقعیت ناخوشی در تجارب انسانی نیست .
روانشناسی غرب بر اساس فلسفه انسان محوری می گوید انسان می تواند خود مشکلاتش را درمان کند . روانپزشکی غربی مدلی مادون تر از روان شناسی غربی را ارائه می کند زیرا نگاه او الحادی است و معتقد به جبر روانی است ، او خدا را در مغز جستجو می کند ، مدل الحادی یعنی انسان خدایی
در مجموع درمانگر الحادی پیامش به مردم این است، دردامان الهی به آرامش نخواهی رسید به من پناه ببر ، کدام انسان می تواند به دیگری پناه بیاورد؟!
به یقین در جهان امروز ، طب در حوزه روان، شکست خورده است و بی شک روشهای روانشناسی منتهی به انسان محوری نیز چاره ای جز شکست را در پی نخواهد داشت زیرا روح و روان فراتر از روش طبی ، روش های انسانی و روشهای تجزیه گرایانه از پایین به بالا است و علومی که از بالا به پایین می باشد می بایست مورد بررسی ، پژوهش و عمل قرار گیرد و اگردرمان خدا محور نباشد ، موفق نیست و منتهی به شفا نخواهد شد .
وبهترین شیوه احترام به روان شناسی غربی این است که روان شناسی غربی ابزار و وسیله دقیقه برای بکارگیری در روان درمانی اسلامی باشد و ارزش گذاری بیش از آن ، خود ، ظلم به روان شناسی غرب است.

اما نباید از این موضوع غافل شدکه یکی از عرصه های فعالیت کشورهای استعمارگر در جنگ نرم ، حوزه سلامت است ، سلامت جسم و سلامت جان (روح ، روان ، ارتباط ) و سلامت جان بیش از سلامت جسم در جنگ نرم تاثیر پذیر ، اثر گذار و حائز اهمیت است که خود منشاء موثری در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه است .
سلامت در ایران :
1) سلامت در ایران بر پایه های بیو لوژی سازماندهی شده است و بر روش های برخاسته از نگاه بیو لوژی استوار است ، هر چند نگاه بیولوژی در سلامت جسم موثر است اما این نگاه در سلامت روح و روان بجز به خطر انداختن سلامت جان ثمری نداشته و نخواهد داشت .
2) بر اساس گزارش وزیر محترم بهداشت درمان وآموزش پزشکی ، ما کشور 99ام در مجموع استانداردهای سلامت در جهان هستیم . اگر استاندارد سلامت روان را مد نظر قرار دهیم ، مایکی از عقب مانده ترین کشورها در سطح جهان خواهیم بود .
3) طبق آمار سازمان جهانی بهداشت ، ایران بعد از چین پرمصرف ترین کشور در استفاده از دارو در آسیا شناخته می شود وبه گفته معاون غذا وداروی دانشگاه علوم پزشکی شیراز ، ایران بالاترین رتبه مصرف سرانه دارو در جهان را دارد . از طرفی داروهای روانی در رتبه دوم یا سوم داروهای مورد استفاده مردم هستند که پیش بینی می شود که در چندسال اخیر به صدر مصرف دارو در ایران برسند .
مردم سلامت آب ،چای ، خاک ، برنج و ... را بهتر می فهمند اما سلامت روح و روان را چگونه باید بفهمند؟!
 این سئوال مطرح است ، مسئولیت اجرایی سلامت روح و روان مردم باکیست ؟
 آیا یک سازمان دولتی به تنهایی و با نگاه و نگرش صرف طبی می تواند مسئولیت سلامت یک ملت را فی النفسه بر عهده گیرد ؟!

 مسئول سلامت روان ( وزارت بهداشت و درمان ) طی 31 سال گذشته چه معیارها و استانداردهای علمی برای سلامت روان مردم داشته است ؟!
 اگر صنفی مسئولیت سلامت روان مردم ایران را بر عهده گرفته است، پیش فرض های علمی اش ( دانش روانپزشکی ) چه بوده است؟
4) پیش فرض های موجود در حوزه سلامت روان مردم در حال حاضر در کشور بدین شرح است :
الف- منشاء رفتار آدمی در سلامت و بیماری ، مغز است .
ب- پزشکی یا طب ، رفتار سالم و نا سالم را برای مردم تعیین می کند.
ج- استفاده از دین و ایمان به دلیل علمی نبودن توسط درمانگر ، غیر علمی و غیر مجاز است .
د- درمان ها باید عینی و قابل لمس باشند مثل دارو ، شوک برقی
البته در نهایت ، فعلا استاندارد مکتوبی برای 31 سال گذشته از طرف مسئول سلامت روان درکشور برای مردم ارائه نشده است.
با این پیش فرض که مدل بیو لوژیک در حوزه سلامت روان عملا ساقط شده است ، چگونه می تواند مدل بیولوژیک و طبی ، حوزه ی روان را تبیین و برای آن حوزه ، استاندارد تبیین کند؟! حتی روانپزشکی اجتماعی هم پایه های خود را مدل طبی و بیولوژیک بیان کرده است !
رفتار مردم در جامعه رو به چه سمتی است؟!
هماهنگ کردن آنچه که مردم از سوی خود به عنوان رفتار سالم نشان می دهند با آنچه که متولی تعیین می کند را چه کسی انجام می دهد ؟
ما با یک شکاف بزرگ روبرو هستیم .
بطور مثال خودکشی ، اعتیاد ، افسردگی ، وسواس یا سایر کسالت های روان رنجوری می تواند نشان دهنده شکاف عمیق نظر و عمل در حوزه ی سلامت روان باشد .

5) متاسفانه مقلدین دانش غربی در ایران حتی دانش سطح سوم روانپزشکی را دریافت نمی کنند ، غربی ها آخرین تجربیاتشان را خودشان اجرا می کنند ، دانش سطح دوم را برای موارد آشکار شده به کشورهای هم پیمان و اگر دانش سطح سوم در مسیر تحریف قرار نگیرد به کشورهای دیگر بعنوان یک ابزار برای استثمار ارسال می نمایند .
و فراموش نکنیم که پیش فرض های نگاه الحادی به سلامت روان در نیویورک ، واشنگتن دیسی ، وین و لندن طراحی و به کشور ارسال می شود .
6) وزارت بهداشت برای مدیریت کسالت های جسمی مناسب است ولی برای حوزه سلامت روح و روان می بایست پاسخگو باشد ، اگر بپذیریم که ترس غیر الهی یکی از چهار پایه اساس کسالت حوزه روان رنجوری است و اگر حضرت علی (ع) می فرمایند که ترس بزرگترین گناه است . متولیان حوزه سلامت روان چه مقدار از ترس مردم را کم کرده اند ؟! ملتی که تحمل جنگ ، بحران ،شرایط نا مناسب اقتصادی ، تحریم و ... راداشته اند لیاقت بالاترین خدمات سطح سلامت روان در دنیا را دارند .

موفقیت ایران در درمان بدون داروی وسواس با استفاده از پیش فرض های الهی :
دل سوختگان حوزه علوم انسانی بدانند که ما در عمل ثابت کردیم که برای اولین بار در دنیا ، ایران موفق شده است که کسالت ساختار یافته ، سخت و انعطاف ناپذیر وسواس را بدون روش های جاری ( مثل دارو ، شوک الکتریکی ، بستری، همیوپاتی ، انرژی درمانی ، هیپنوتیزم و سایر روشهای هوشیاری زدا ) با استفاده از پیش فرض های علوم انسانی که با تکیه برتعالیم عالی الهی ، اسلامی وایمانی همچون مواجهه ، مرگ آگاهی ، احیای ایمان و ... که در متون اصلی ما قرآن و نهج البلاغه بسیار تاکید شده است را در مسیر درمان و شفا الهی قرار دهد .
این امکان را کشورهای پیشرفته ای همچون آمریکا ، انگلیس ، آلمان و .. که بالاترین مبتلایان به وسواس و بنیادهای بسیار بزرگی را در این زمینه دارند بدست نیاورده اند.
از طرفی هجمه فرهنگی ، چارچوب ها و استانداردهای جاری ، مقلدین و دانش آموخته های روش های برگرفته از پیش فرض های الحادی و مادی که غربی ها برای ما به ارمغان آورده اند از یک سو و مسئولیت ناپذیری و غفلت مدیران در حوزه سلامت روح و
روان از سوی دیگر باعث شده است که شکافی ایجاد شود تا مافیای دارویی ، شوک الکتریکی ، بستری در بیمارستان روانی برای مردم روان رنجور و نا خوشی ها فراهم گردد.
و عده ای نامسئولانه ، نا آگاهانه و شاید برخی آگاهانه همچنان به دفاع از اساس پیش فرض های الحادی و مادی در جهت حفظ موقعیت های اجتماعی ، منافع مادی و ... در درمان کسالت های روان رنجوری بپردازند . و از طریق رسانه ملی ، خبرگزاری ها و اقتدار دولتی اقدام به تخریب روشهای الهی که منتهی به درمان شده است گردند.
هشدار: در پوشش علم باپیش فرض های غربی ، ایمان مردم ایران نشانه رفته است . از مردم می خواهیم از هر روش هوشیاری زدایی پرهیز کنند حال خواستگاه به اصطلاح علمی داشته باشد یا خیر ، همانند شراب ، .... و حتی دارو در حوزه کسالت های روان رنجوری که بعنوان روان گردان و سمو م روان تخریب عمل می کند .

اما مردم :
قدرت ملت ایران در حوزه آفریدگی ، "مردم زنده " و در حوزه آرمیدگی "شهدا " می باشند . ملتی که با شهادت از خود دفاع می کند آسیب پذیرنیست ، پس فرهنگ شهادت کجا باید آموخته شود ؟!
متاسفانه معیار ارزیابی رفتارهای مردم ایران با استاندارد های غربی است . رفتار سالم بر اساس آموزه های خود مردم باید ارزیابی شود . و علت مقاومت مردم ایران درمقابل درمان های غربی از نا هم سنخ بودن روش های علمی غربی در درمان های وارداتی حکایت می کند .
و اگرروان درمانی فرهنگ بسته است ، چرا درمانگران ایرانی فرهنگ ظاهری مردم را اجرا نمی کنند ؟! چرا آموزه های الهی همچون تسلیم ، یاد مرگ و احیای ایمان را اجرا نمی کنند ؟!
تا چه زمانی ما باید در پوسته اسلام باقی بمانیم ؟ تا چه زمانی دین ما را غربی ها مطالعه ، تبدیل به دستور العمل کرده و به ما فروخته و تلقین کنند ؟!
خواستار بازنگری اساسی در حوزه سلامت روان در کشور هستیم و تا پای جان ایستاده ایم . ملت ایران حق دارند برای ادامه ی رسالتی که از شهیدان آموختند برای عمل به دستورات خدای کعبه ، محمد (ص) و علی(ع) در سلامت کامل بسر برند .
مردم در جهان غرب به اخلاق انسانی و اصول الهی و اسلام گرایش پیدا کرده اند ، آیا شایسته است که دانشمندان ما به علوم سطح چندم آنها اتکا و سلامت مردم را به خطر اندازند ؟
مردم نیاز به علم النفس اسلامی دارند که باید پژوهشگرانه راه اندازی شود و روانشناسی غربی بعنوان ابزار استفاده شود .
مردم این کشور نیاز دارند که با آموزه های الهی به سلامت روح و روان برسند .

درمان در مکتب الهی و علوی :
از مسلمات درمان در مکتب الهی این است که در تمام موارد مشاهد شده اگر خدواند ، نجات ، هدایت و درمان مراجعی را نخواهد آن مراجع راه یافته ، درمان شده ، نجات یافته ، هدایت شده ، شفایافته (و هر کلمه دیگری را شامل ) نخواهد شد. این قطعی و مسلم است . به همین دلیل است که درمانگران غیر الهی نمی توانند حتی یک مورد موفق از مراجعینی که از مسیر زندگی خارج شده اند و دوباره به مسیر زندگی بازگردانده شده اند را گزارش کنند .
نگاه بیماری وشکل طبقه بندی کسالت ها گمراه کننده است . از زمانی که وسواس را از روش طبی خارج کردیم ، درمان وسواس انجام شد . یکی از دلایل شکست درمانگران غیر الهی ، آن است که وسواس با آن همه اختلال را به عنوان یک تشخیص کوچک ظاهری یعنی اختلال اضطرابی در آورده اند . (وسواس ریشه در روح دارد و طب کوچکتر از آن است که بتواند در حوزه روح و روان مداخله نماید .)
برای همین است که همکاران روان پزشک و روان شناس پیرو مدل غرب نمی توانند درمان موثق گزارش کنند .
مهمترین تفاوت این است که :
1- آنچه که علم روز گفته را باخلوص نیت به اجرا می گذاریم .
2- در برابر خدا تسلیم هستیم .
3- از مراجع می خواهیم هر مسیر درست یا غلطی که رفته است رابر گردد و تسلیم خدا شود .
4- امید می دهیم ( ممکن است احساس گناه آشکار شود ولی راه توبه که باز است . )
در نگاه ایمانی همه انسانهای نیکوکار و بدکار به خدا رجعت کرده و انسانها با خود مواجهه شده و به عینیت ، عملکرد خود را مشاهده و برای هستی خالق قائل می شوند که ( بجز آن خالقی که فرد برای خود قرار داده است . ) آن الله است و در مقابل الله قرار می گیرند .
مواجهه با وهم ، مواجهه با واقعیت ، مواجهه با مرگ ، مواجهه با خدا مراحل تبدیل ترس وهمی به ترس از خداست . تاثیر گذار اصلی خود خداست گاهی به صورت ترس ظاهری و گاهی به شکل ترس از مرگ و گاهی به شکل ترس از خودش . این تاثیرات هیچ ارتباطی با صاحب نظریه ندارد . درمانگر اسلامی ابزار است. اگر خالص باشد خداوند شفا را از طریق او اجرا می گذارد . و اگر خبیث ، درمانجویش ممکن است تسکین پیدا کند ولی به ایمان راه نخواهد یافت .
امروز مشکل ما این نیست که وزارت بهداشت بپذیرد که امکان درمان بدون داروی وسواس توسط بهرمندی از روشهای ایمانی همچون مواجهه ، مرگ آگاهی و احیای ایمان وجود دارد یا نه ، یقین داریم که امکان درمان وسواس را داریم ، تمرکز برروی وسواس و موفقیت ایران در درمان بدون داروی وسواس بهانه ای بود برای ورود به کشف پیش فرض های اساسی در حوزه سلامت جان مردم ایران .
از آنجاییکه طرفداران پیش فرض های الحادی حوزه علوم انسانی غربی در این جنگ نرم شمشیر از رو بسته اند ، ما هم از امروز به آموزش عملی روش شفا و درمان ایمانی و آشکار کردن رسالت خود خواهیم پرداخت . و پیش فرض های الهی در سلامت روان را در مقابل پیش فرض های الحادی در سلامت روان قرار می دهیم ، صرف فرافکنی در رسانه ، نسبت های رمالی ، فرقه ، روش های غیر علمی ، و غیر اخلاقی دادن به ما کار آمد نیست . نا مسئولان حوزه سلامت روان در کشور اگر توانسته اند دیگران را با این نسبت ها به حاشیه ببرند د ر این مورد کور خوانده اند . به اصطلاح دانشمندی که در حوزه وین آلمان درس خوانده است نتیجه یاد مرگ را کابوس شبانه یادکرده است اما واقعیت زندگی مردم دارو خورده و شوک گرفته از کابوس شبانه هم بدتر است ( یاد کنید آن درهم شکننده شهوات و لذات و کاهنده ، غم و اندوه را (علی(ع) )
اینقدر تاثیر مرگ آگاهی عمیق و عینی و قابل مشاهده است که نیاز به پژوهش هم نیست . کافی است به مشاهده دقیق بپردازیم.
در این چند سال از هر مسئولی تقاضای حضور ، بررسی ، پژوهش، نظارت و... خواستیم ، 40 ثانیه وقت ندادند ، چگونه افرادی که 40 ثانیه وقت نداشتند ، این روش را مردود و مخرب اعلام می کنند؟!
افرادی که شروع به تخریب کرده اند از چه ترسیده اند ؟ اگر از آسیب به منافع مادی ترسیده اند در صورتی که روش الهی را قبول کنند ما به منافع مادی آنها آسیب نمی رسانیم ولی اگر بخواهند روش با پیش فرض الحادی را در روانشناسی وارداتی ادامه دهند در مقابل تمام دنیای آنها می ایستیم به یاری تمام دینمان .
مرگ آگاهی و مواجهه با مرگ دستورالهی است و ربطی به فرقه ، گروه و انجمن خاصی ندارد .
آیا مسلحین به پیش فرض الحادی به اصطلاح علوم محض می توانند خداوند را در چارچوب علوم در بیاورند ؟
آیا مرگ را توانسته اند بشناسند ؟
آیا وقت تسلیم نرسیده است؟
به نظر ما درمانگران باید تسلیم شدگان آغازین باشند تا مراجعان تسلیم شدن را از ایشان یاد بگیرند .
ما ناچاریم ایمان را در درمان وارد نماییم حتی اگر تمام دنیا مخالفت کنند و بر علیه ما باشند .
امروز دیگر ایمان یک شعار دینی نیست . امروز داشتن ایمان کارآمد ، برای زندگی روزانه یک فریضه است .
حوزه سلامت روان در تصرف مجریان نظریه الحادی است و باید به تصرف اهالی ایمان درآید . ما در حوزه سلامت روان در خطر جدی هستیم و این جنگ نرم حداقل سه دهه است که آغاز شده است .
بازنگری دوباره و انقلاب در حوزه سلامت روان از اوجب واجبات برای خدمت به مردم است .
ما می خواهیم خادم به مردم و دشمن مردم از هم تفکیک شود .
چرا مدیران وقت سلامت روان بجای ارائه گزارش نمونه های موفق اقدام به تخریب ما از طریق رسانه ملی ، خبرگزاری ها و اقتدار دولتی می کنند ؟!
چرا هیچ انجمن یا سازمان دیگری به اندازه ی انجمن شفای وسواس مورد حمله قرار نمی گیرد؟! مخالفین انجمن شفای وسواس خود این انجمن را خطرناک نمی بینند بلکه پشتوانه اعتقادی آن را خطرناک می دانند . پشتوانه اصلی انجمن شفای وسواس خود "الله" است .
ریاست محترم عدلیه :
دلیل اینکه ما شخص شما را بعنوان ناظر بر این رسیدگی انتخاب کردیم . در این است که بقیه سیستم های دولتی نسبت به موضوع آسیب پذیرند .
لذا از آن مقام محترم درخواست می نمائیم :
1) در مرحله اول تقاضای تشکیل مجلسی برای مناظره ومحاکمه علمی برای حوزه سلامت جان مردم با نظارت شخص شما را داریم.
اینجانب و مدافعان کارکرد اسلامی و ایمانی با تمام مدارک و همچنین تمام افرادی که از این روش نتیجه گرفته اند حاضر خواهم شد و مدعیان و مدافعان روشهای غربی با تمام مدارک و مستندات علمی و محصول کار خود حاضر شوند . ( نتیجه علم و عمل )
2) گشایش پرونده ملی برای سلامت روان و احضار همه مسئولین و اولین نفر خودم برای احقاق حق مردم در این زمینه و حضرتعالی بعنوان مدعی العلوم باشید ، بی شک تشکیل چنین پرونده ملی ما را بی نیاز از کارهای خرد و جزیی در کشور خواهد کرد .
3) از شما می خواهیم که از طریق مراجع قضایی ذی صلاح زمینه پاسخگویی مسئولین حوزه سلامت روان را به ملت ایران فراهم کنید .
مدیران حوزه سلامت روان ،31 سال گذشته را با پژوهش و با موارد موفق در رسانه ها به ملت پاسخ دهند .
4) از جنابعالی، ریاست محترم جمهوری و ریاست محترم مجلس شورای اسلامی می خواهیم از مسئولین چهارگانه سلامت روان در کشور ( وزارت بهداشت ، نظام پزشکی ، نظام روانشناسی و نظام پرستاری ) گزارش مکتوب و علمی بخواهند که چه
کسالتهایی ، به چه روشی و با چه نمونه های عملی درمان شده است. آیا روش های ادعای غربی آنها ، منتهی به درمان شده است؟!
پیشنهادات :
1) پیشنهاد می گردد وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به وزارت صحت ارتقاء یابد . صحت فراتر از سلامتی است و آنچه امروز برای سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد در جمهوری اسلامی ایران فعالیت می نماید بجز یک دفتر در ساختار ستادی وزارتخانه در سطح اداره کل نیست که توسط روانپزشکان اداره می شود .
2) ما مداخله و کمک مراجع تقلید ، روحانیت اصیل و حوزه علمیه را در حوزه سلامت روح و روان مردم خواهانیم .
3) کار گروهی در سلامت روان یک اصل است ، از شما می خواهیم حوزه سلامت روح و روان مردم در اختیار یک گروه خاص نباشد و متشکل از کلیه فعالین و مرتبطین به این حوزه در جهت ارائه خدمات بهتر به مردم باشد و شامل روحانی ، روانپزشک ، روانشناس ، روان پرستار ، فیلسوف ، هنر درمانگر ، مددکار اجتماعی ، کار درمان گر و .... باشند .
4) ما خواهان بازگشت مجریان مدل طبی به مراکز بستری بیماران روانی در حوزه روان پریشی هستیم.
5) ما خواهان حذف کلیه روشهای هوشیاری زدا از حوزه روان رنجوری هستیم اعم از دارو، شوک الکتریکی ، بستری ، هومیوپاتی ، سحر ، جادو و .... .
در پایان ، شما را بعنوان قاضی القضات و ریاست محترم عدلیه و همچنین مدافع پیش فرض های الهی ، وکیل خود قرار می دهیم تا با عدالت بین ما و ایشان به قضاوت برخیزید و ثمره پیش فرض های الهی را به جهانیان اعلام فرمائید.

و من ا... التوفیق
علی اسلامی نسب
رئیس انجمن شفای وسواس


رونوشت :
1 – مقام معظم رهبری – حضرت آیت ا.. خامنه ای ( مدظله العالی ) جهت استحضار و ارائه رهنمود
2- ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران – جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد جهت استحضار .
3- ریاست محترم مجلس شورای اسلامی – جناب آقای دکتر علی لاریجانی جهت استحضار
4-وزیر محترم بهداشت درمان و آموزش پزشکی – سرکار خانم مرضیه وحید دستجردی جهت استحضار

برای اطلاعات بیشتر به سایت انجمن شفای وسواس مراجعه کنید:

http://ioashefa.ir/fa/tpage.php?52


 

 
مطالب مترادف تصادفی
بیمه اینترنتی ایران