ناگفته های صنعت بیمه در ایران چاپ
مقالات - مقالات بیمه ای

ناگفته های صنعت بیمه از زبان "بهزاد بهزادی" ، پیشکسوت صنعت بیمه.

اگر تاسیس بیمه ایران در سال 1314 را آغاز اولین مرحله گسترش صنعت بیمه و تاسیس بیمه مركزی در سال 1350 را دومین مرحله آن بدانیم، بدون تردید اجرای طرح تحول صنعت بیمه كه از تابستان امسال آغاز شده، سومین مرحله آن خواهد بود، به دنبال اجرای 10 فرمان رییس جمهوری و تشكیل كار گروه اصلی طرح تحول و جنب و جوش مدیران و كارشناسان برای تهیه پیش نویس آیین نامه های جدید و اصلاح آنان به شرط اجرای درست آن می تواند بیمه را در آستانه تحول قرار دهد.
در این برهه زمانی یادآوری گذشته و شنیدن گفته های پیشكسوتان خالی از لطف نخواهد بود.
شرایط سال های گذشته یك بار دیگر رقم می خورد و اعضای كار گروه اصلی طرح تحول، نباید اجازه دهد قصه دوباره تكرار شود.
وقتی دكتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران در یك مصاحبه تلویزیونی به صراحت اعلام كرد صنعت بیمه كشورمان بسیار سنتی است و باید متحول شود، وقتی داوودی، معاون اول او در همایش بیمه و اقتصاد ملی از خدمات بیمه ای در كشورمان به عنوان كالای خاك خورده گوشه انبار یاد كرد، از خودم پرسیدم به راستی و بدون غلو آیا بیمه در كشورمان پیشرفت داشته است؟
جواب بله و خیر یا كم و زیاد در این خصوص بسیار مبهم و چند پهلو و قابل تفسیر است. چرا كه بیمه در كشور ما پیشرفت كرد چون سهامدار قدرتمندی مانند دولت داشت و توسعه نیافت چون باز هم سهامدار قدرتمندی مانند دولت داشت.
وقتی مواد قوانین و مقررات بیمه طی سال های اولیه ورود بیمه به كشورمان می گفت: «كلیه وزارتخانه ها، ادارات مستقل، بانك ها و بنگاه ها و كارخانجات و شركت های دولتی و مقاطعه كاران و وابسته به آنها، سازمان برنامه و به طور كلی عموم موسسات وابسته به دولت موظف هستند كلیه امور بیمه خود، خرید و فروش و سفارشات به خارج را مستقیم نزد شركت بیمه ایران انجام دهند؛ یعنی تضمین پرتفوی و هموار ساختن راه پیشرفت و تولید حق بیمه به طور سالانه.
در واقع این قانون موجب پیشرفت بیمه ایران به عنوان آغازكننده اولین مرحله گسترش صنعت بیمه در كشورمان بود و امتیازاتی به بیمه ایران در مقابل سایر رقبای خارجی آن داده شد. هر چند این عمل دولت موجب حفظ پرتفوی در تنها شركت بیمه كشور شد؛ اما انگیزه ای برای توسعه بیمه وجود نداشت. در سال 1350 و تشكیل بیمه مركزی و قانون بیمه گری می رفت كه این انحصار از بازار بیمه كشور برداشته شود و شركت های بیمه ایرانی طعم رقابت آزاد را بچشند كه حكم ماده 30 این قانون، تمام امیدها را بر باد داد.
در ماده 30 آمده بود:
«وزارتخانه ها و موسسات و شركت های دولتی و شهرداری ها و هر موسسه دیگری كه اكثریت سرمایه آن متعلق به دولت یا سازمان های مزبور باشد یا حتی تحت نظر دولت یا سازمان های مزبور اداره شوند، موظف هستند بیمه های خود را منحصرا در بیمه ایران انجام دهند». این حكم شامل شركت های ملی نفت، ذوب آهن، هواپیمایی، بانك مركزی، بانك ملی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع و صندوق توسعه كشاورزی خواهد بود مگر آنكه مجمع عمومی هر یك از این موسسات نسبت به بیمه تصمیم دیگری اتخاذ كنند.
هر چند سال ها بعد ماده 30 ملغی شد و مجوز فعالیت شركت های بیمه خصوصی در كشور از 4 سال پیش صادر شد؛ اما صنعت بیمه كشورمان حكایت همان خشت كج اول است كه بنا شده است.
قریب به 3 دهه از ملی شدن صنعت بیمه كشورمان می گذرد و مسوولان رده بالای اقتصادی از جمله وزیر اقتصاد و مشاوران رییس جمهوری از رفع منع فعالیت های بیمه های خارجی خبر می دهند؛ اما هنوز شركت های بیمه داخلی توان رقابت با بیمه گران خارجی را ندارند.
در گفت وگویی كه در ادامه می خوانید، سرگذشت بیمه به طور اجمالی طی سال های 1336 تا تیرماه 1358 بررسی شده است. بهزاد بهزادی كار خود را از سال 1336 به عنوان یك كارمند بیمه در شركت بیمه ملی آغاز كرد و تا تاسیس شركت های بیمه پیش رفت و تا سال 58 در این صنعت حضور فعال داشت.
او دارای مدرك كارشناسی حقوق و وكیل دادگستری است و در اولین دوره انتخابات در سال 76 به عنوان عضو هیات مدیره كانون وكلا انتخاب شد. * آقای بهزادی، لطفا ابتدا خود را معرفی و درخصوص فعالیت هایی كه انجام داده اید، توضیح مختصری بدهید؟
بهزاد بهزادی هستم لیسانس حقوق دارم. كار خودم را در سال 1336 به عنوان یك كارمند در بیمه ملی آغاز كردم و در حالی كه مدیر امور مالی و اتكایی و عضو هیات اجرایی شركت بیمه ملی بودم، این شركت را در سال 1346 ترك كردم. جزو هیات موسس بیمه تهران در سال 54 بودم و به عنوان عضو هیات مدیره فعالیت داشتم. در اواخر سال 56 به عنوان عضو هیات مدیره یك بار دیگر به بیمه ملی رفتم.
بعد از پیروزی انقلاب در خرداد سال 58 به ریاست هیات مدیره آن انتخاب شدم و در تیرماه همان سال صنعت بیمه ملی شد و من كه علاقه ای به كار در سازمان های دولتی نداشتم، دوران بازنشستگی را آغاز كردم.
در اولین دوره انتخابات كانون وكلا در سال 76 به عنوان عضو هیات مدیره انتخاب شدم، كار وكالت را بسیار تخصصی و تنها در حوزه بیمه و كشتیرانی انجام می دادم تا اینكه به خاطر ضعف شدید بینایی دیگر قادر به ادامه كار نیستم.
* صنعت بیمه در كشور ما چگونه شكل گرفت؟
صنعت بیمه در ایران اولین بار به وسیله یك تبعه روسی كه دارای یك شركت حمل و نقل بود و امتیاز بانك استقراضی روس را هم گرفته بود در سال 1289 در ایران پایه ریزی شد. این شخص با مشاركت دو شركت روسی به نام های نادژدا و كافكاسكا مركری در ایران شعبه زدند و به دنبال آنان شركت یوركشایر انگلستان، آلیانس آلمان و چند شركت فرانسوی و ایتالیایی هم وارد بازار بیمه ای ایران شدند. در سال 1304 بیمه اینگستراخ روس نیز شعبه خود را در ایران دایر كرد، تا اینكه در سال 1314 شركت بیمه ایران با 2میلیون تومان سرمایه تاسیس شد و این اولین مرحله گسترش صنعت بیمه در كشورمان بود.
* آیا بیمه ایران در ابتدا از تجهیزات و نیروی انسانی كافی برای رقابت با بیمه گران خارجی برخوردار بود؟
دولت امتیازات خاصی را برای بیمه ایران در نظر گرفت و تمام كارهای بیمه دولتی انحصارا به این شركت واگذار می شد.
در عین حال 25درصد از كاركرد تمام شركت های بیمه باید به بیمه ایران واگذار می شد.
* این 25درصد همین 25درصد واگذاری اتكایی – اجباری كنونی به بیمه مركزی است؟
بله، آن زمان 25درصد اتكایی اجباری باید نزد بیمه ایران واگذار می شد. در حقیقت بیمه ایران یك نظارت بر شركت های بیمه داشت كه البته عملا انجام نمی داد.
اولین نمایندگی و شعبه در كشورمان توسط بیمه ایران تاسیس شد و اولین گروه كارشناس بیمه برای كسب دانش و فن بیمه گری توسط بیمه ایران به خارج از كشور فرستاده شد و به این ترتیب كادر بیمه ای ایرانی تربیت شدند.
* آیا برنامه هایش با موفقیت انجام می شد؟
بیمه ایران برای توسعه صنعت بیمه كارهای عمده ای كرد و صرف نظر از رشته باربری كه اجباری بود در بقیه زمینه های بیمه ای فعالیت می كرد و یكی از وظایفش بیمه اجتماعی بود كه سال های بعد با تاسیس سازمان تامین اجتماعی، این بخش به این سازمان تحویل داده شد و اقداماتی نظیر بیمه فرهنگیان، دانش آموزان، كامیون داران و غیره انجام شد.
* مدیران عامل بیمه ایران چگونه انتخاب می شدند؟
بیمه ایران ارزش و جایگاه ویژه ای داشت و معمولا شخصیت هایی كه می توانستند وزیر باشند؛ ولی پست وزارت برای آنان نداشتند به ریاست بیمه ایران منصوب می شدند كه حكایت از اهمیت خاص بیمه و مدیریت آن داشت و به راستی همان نقشی را كه بانك ملی در بازار پولی كشور ایفا می كرد، بیمه ایران نیز در اقتصاد داشت. هدف از انتخاب افراد مطرح به خاطر توسعه فعالیت بیمه در ایران بود؛ اما متاسفانه سیاسی كردن این پست و ناآشنا بودن آنان به صنعت بیمه آن هدف قابل انتظار را تامین نكرد و بیمه ایران حتی بعد از 40سال تاسیس نتوانست یك نفر از كادر تربیت شده خود را پشت میز مدیریت بنشاند.
در حالی كه اگر افراد بیمه ای به پست ریاست و مدیریت بیمه ایران منصوب می شدند، پایه های صنعت بیمه در كشور استوارتر بنا می شد و تاثیر بسزایی در ادامه حیات این صنعت داشت.
* با این همه حمایت سیاسی و اقتصادی دولت وقت از بیمه ایران، رقبای خارجی چگونه فعالیت می كردند؟
دولت برای تقویت بیمه ایران محدودیت های دیگری برای نمایندگی ها و شعب شركت های بیمه خارجی ایجاد كرد و مقرر شد بیمه گران خارجی ودیعه ای معادل 250هزار دلار تودیع كنند و هر سال از محل سود حاصله مبلغی به آن اضافه كنند تا به 500هزار دلار برسد. این پول زیادی بود و به همین دلیل برخی از شركت های بیمه خارجی شعب خود در ایران را تعطیل كردند، فقط شركت های یوركشایر و اینگستراخ به فعالیت ادامه دادند.
* آیا زمینه برای ورود سایر شركت های بیمه داخلی فراهم بود؟
بیمه ایران 15سال به عنوان تنها شركت بیمه داخلی فعالیت داشت تا اینكه در سال 1329 دومین شركت بیمه با نام بیمه شرق تاسیس شد، این شركت متعلق به یك خانواده سرمایه دار بود و فعالیت گسترده ای نداشت. یادم می آید سال 46 از اینجانب دعوت كردند تا برای سازماندهی آن مشاوره بدهم، قبول كردم و كمی شركت سروسامان گرفت. بعد از آن پیشنهاد مدیریت عامل بیمه شرق را دادند كه در پاسخ گفتم: من برای یك نفر كار نمی كنم و علاقه ای به مدیریت در یك شركت بیمه كه برای یك نفر است، ندارم؛ اما یكی از دوستانم را معرفی كردم و توانست كارها را رونق بدهد؛ اما در مجموع شركت كوچكی بود. بعد از آن در سال 1331 شركت بازرگانی نجات یا آریا و سپس در سال 1334 بیمه پارس تاسیس شد. بیمه پارس بسیار تمیز و فعال بود و پشت سر آن برخی شركت های سوئیسی قرار داشتند.
*چرا پنهان كاری؟
به خاطر همان ودیعه ای كه اشاره كردم، به خاطر اینكه آن پول را به دولت ایران تودیع نكنند، ترجیح داده بودند شركت را به نام چند ایرانی ثبت كنند و پشت پرده فعالیت داشته باشند.
در سال 35، بیمه ملی كه سرمایه آن متعلق به بنیاد پهلوی بود، تاسیس شد و به خاطر اینكه صورت ظاهر یك شركت را تامین كنند، كمی سرمایه به 2 تا 3نفر از مدیران داده بودند. در سال های 38 و 39 بیمه آسیا و البرز، امید و ساختمان و كار تاسیس شدند. این شركت ها فعالیت داشتند تا اینكه در سال 50 قانون تاسیس بیمه مركزی و بیمه گری تصویب و سازمان بیمه مركزی ایران تاسیس شد كه مكلف به نظارت بر فعالیت شركت های بیمه، صدور پروانه، تهیه و تعیین مقررات و شرایط بیمه نامه ها و تعرفه های بیمه بود.
*بعد از تاسیس بیمه مركزی شرایط اعطای مجوز تاسیس شركت بیمه چگونه بود؟ تغییر كرد؟
بعد از تاسیس بیمه مركزی شركت های جدیدی ایجاد شدند، البته پیش از آن طبق قانون قبلی شركت های بیمه با سرمایه 5میلیون تومان كه 40درصد آن حتما باید پرداخت می شد، تاسیس می شدند؛ اما در قانون جدید بیمه مركزی، این رقم به 10میلیون تومان افزایش یافت و عملا بیمه مركزی اصرار داشت كه سرمایه بیش از اینها تعیین شود،
بدین ترتیب شركت های بیمه تهران، دانا، ایران- آمریكا تاسیس شدند و در واقع حضور بیمه مركزی، دومین مرحله تاریخی و اقدام موثر برای توسعه بیمه و سالم سازی محیط بیمه در كشورمان بود.
*هدف از تاسیس بیمه مركزی چه بود؟
تعداد شركت های بیمه بیشتر شده بود و باید بازار كنترل می شد، حجم كار بیمه ایران زیاد بود و نمی توانست نظارت كند، ضمن آنكه بیمه ایران خودش بیمه گر و ذی نفع بود و نمی توانست نظارت عادلانه داشته باشد. نظارت باید توسط سازمانی انجام می گرفت كه هم فرصت و هم صلاحیت داشت و می توانست بی طرفانه قضاوت عادلانه ای داشته باشد.
*با واگذاری اتكایی- اجباری در قانون تاسیس بیمه مركزی كه باز این قصه تكرار شد و همچنان ادامه دارد؟
اجازه دهید در مورد زمان حال صحبت نكنیم، چون من سال ها از صنعت بیمه دور هستم و اطلاعی از بازار كنونی ندارم.
*ببخشید، لطفا ادامه دهید.
یكی از وظایف عمده بیمه مركزی تعیین شرایط بیمه نامه بود، بیمه نامه شرایط مفصلی دارد كه از پیش آمده و چاپ شده و بیمه گذار باید قبول كرده و تسلیم شود و فرصت چانه زنی ندارد، بنابراین نظارت دولتی لازم بود و باید بیمه نامه ها طوری تنظیم می شد كه حقوق بیمه گزار و بیمه گر منصفانه حفظ می شد. تعرفه های رشته های مختلف بیمه هم به همین ترتیب تعیین شد تا مبادا شركتی به خاطر سود خود تعرفه را بالا ببرد و به ضرر بیمه گزار باشد و بیمه مركزی با كمك آكچوئر و كارشناسان بیمه ای خود تعرفه ها را طوری تعیین كند كه هم حقوق بیمه گران و هم حقوق بیمه گذاران تامین شود. به ویژه حقوق بیمه گذاران، چون اشخاص منفردی هستند و حتما یك سازمان ناظر باید بر حفظ حقوقشان نظارت داشته باشد.
پس از تاسیس بیمه مركزی و جدی شدن نظارت شركت ها سودآور بودند؟
به نكته خوبی اشاره كردید، روزی با یكی از آقایون بیمه مركزی در حال گفت وگو بودم، اتفاقا آن سال بیمه رونق فوق العاده ای داشت و سود صنعت بیمه درصد بسیار قابل توجهی بود، او با اعتماد به نفس اعلام كرد سود شركت های بیمه بی نظیر بوده و از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار است و امیدوار بود كه من نیز از این اتفاق خرسند باشم. اما در مقابل گفته هایش با اعتراض گفتم این سود بالا و رشد فوق العاده جای بحث دارد لطفا ریشه سود را پیدا كنید. پرسید چرا؟ گفتم این سود ناشی از 2عامل است یا تعرفه ها بالا است و بیمه مركزی باید آن را متعادل كند یا شركت های بیمه در پرداخت خسارت كوتاهی می كنند كه باز هم وظیفه بیمه مركزی است نظارت كرده و موارد را بررسی كند، سود غیرقابل انتظار حكایتی دارد كه بیمه مركزی باید آن را كشف كند.
*شما در بیمه مركزی هم فعالیت داشتید؟
خیر من هیچ گاه در بیمه مركزی مسوولیتی نداشتم اما یك بار برای تاسیس یك شركت بیمه كه به صورت انحصاری در بیمه های اشخاص فعالیت داشته باشد، همراه آقای محمود از سوی بیمه مركزی دعوت شدیم و در تهیه طرح كمك كردیم و نتیجه آن هم جلسه و مصوبه دولت بیمه دانا بود كه البته به صورت عمومی فعالیت خود را آغاز كرد.
*چرا كشور ما هیچ وقت یك شركت فعال در بیمه زندگی نداشت و بیمه دانا هم عاقبت مجوز عمومی گرفت؟
زمانی كه در جلسات تهیه طرح تاسیس بیمه دانا به عنوان یك شركت فعال در رشته اشخاص شركت می كردم، ابتدا گفتم 3مساله باید حل شود، یكی اینكه برخی معتقدند بیمه های عمر شبهه ربوی دارد و مبانی فنی بیمه عمر براساس سودی است كه از پول درمی آورند و ربوی است، دوم اینكه با تاسیس این شركت دیگر هیچ شركت دیگری حق نداشته باشد بیمه عمر صادر كند و اگر خواست فعالیت در بیمه عمر داشته باشد اجبارا شعبه ای از بیمه دانا باشد و به این شركت واگذار نماید، چرا كه اگر قرار باشد یك فرد ماشین، منزل و كارخانه خود را نزدیك یك شركت بیمه، بیمه كند خوب عمر را هم از همان می خرد و دیگر سراغ شركت بیمه دیگر نخواهد رفت و همچنین یك سرمایه كلان 5ساله برای توسعه و تبلیغ بیمه عمر در جامعه اختصاص دهند.
*این موارد در كمیسیون پذیرفته شد؟
موارد 2 و 3 كه دیگر نیاز نشد چون بیمه دانا با مجوز عمومی كار خود را آغاز كرد اما رفع شبهه ربوی بودن بیمه عمر با فتوایی از امام خمینی (ره) رفع شد. بدون اغراق می گویم فتوایی به آن تمیزی و فنی ندیده بودم، دقیقا از نظر فنی بیمه عمر تجزیه و تحلیل شده بود و امام فتوا داده بودند كه ربوی نیست، ادامه پیدا كند و شرعی است و این قضیه برای همیشه حل شد.
*شركت ها برای توسعه بیمه های عمر در آن سال ها چه اقداماتی می كردند؟
شركت های بیمه ایران، ملی و به خصوص ایران- آمریكا فعالیت خوبی در توسعه بیمه های عمر داشتند، بیمه ایران- آمریكا برای تربیت نیروی انسانی به سبك آمریكایی ها سرمایه گذاری كرد و انواع بیمه های عمر را عرضه می كرد.
*آن زمان شما در بیمه ملی بودید؟
بله، در بیمه ملی دو تا طرح بسیار جالب برای معرفی بیمه های عمر به مردم اجرا كردیم، از آنجا كه تبلیغات در این خصوص هزینه سنگینی داشت و یك شركت به تنهایی توان آن را نداشت و از سویی با فرهنگ سازی بیمه عمر تمام شركت ها بهره مند می شدند تصمیم گرفتیم به صورت مشاركت این تبلیغات را انجام دهیم، در آن زمان بانك عمران تبلیغات بسیار وسیعی برای جذب سپرده های مردمی داشت در جلسه ای از مدیر بانك خواستم در تبلیغات خود نام بیمه عمر را هم بگنجاند و در مقابل ما هم صاحبان پس انداز این بانك را بیمه عمر می كنیم؛ به طوری كه در صورت فوت آنان معادل آنچه در پس انداز دارند شركت بیمه به وراث بپردازد، برای اجرای كار تمام شركت های بیمه اعلام آمادگی كردند و بنده به نمایندگی از بیمه ملی مسوول اجرای طرح شدم. آن موقع بانك عمران 700هزار سپرده گذار داشت كه رقم بالایی بود، از این شبكه استفاده كرده و بروشورهایی را در خصوص بیمه عمر چاپ و منتشر كردیم یكسال ادامه داشت و بانك عمران هم تبلیغ بیمه عمر را تكرار می كرد، پس از یكسال از بیمه ملی رفتم و مدیرعامل انبارهای عمومی ایران شدم و این طرح هم متوقف شد.
دومین طرح با مشاركت شركت های بیمه و شبكه 2تلویزیون قرار بود انجام شود، در صحبت با مسوولان شبكه 2 مقرر شد این شبكه در هر فرصتی برای بیمه عمر تبلیغ كند و شركت های بیمه هم متعهد شدند در طول سال آنچه مازاد حق بیمه تولید می شود 30درصدش را به تلویزیون بدهند، البته از حق بیمه سال اول، در سندیكای بیمه گران هم 2كمیته ایجاد شود تا هم فروشنده بیمه عمر تربیت شود و هم مسائلی كه قرار است در تلویزیون موضوع تبلیغ قرار گیرد در آن كمیسیون آماده شود این طرح آماده و موافقت اصولی به وجود آمد؛ اما افسوس و صدافسوس، متاسفانه بیمه ایران شرطی گذاشت كه قابل اجرا نبود، بیمه ایران اعلام كرد باید در تمام تبلیغات نام بیمه ایران آورده شود، هر چه در جلسات گفته شد این یك كار دسته جمعی است و هر شركتی باید بعد از آن خودش تلاش كرده و سهمی از بازار را تصاحب كند، قانع نشد و قبول این عمل هم برای هیچ كس ممكن نبود، در نتیجه این طرح هم با تمام مزیت ها اجرا نشد.
* سندیكای بیمه گران در آن سال ها فعالیت قابل قبولی داشت؟
از همان سال 1316 تشكیل سندیكای بیمه گران مطرح بود و طی 2مرحله قوانین و مقررات آن تدوین شد، سندیكا از سال 1340 خیلی فعال شد و آن هم به خاطر وجود متعدد شركت های بیمه بود و سندیكا توانسته بود در توسعه بیمه نقش قابل توجهی داشته باشد.
* گفتید عضو هیات موسس بیمه تهران بودید، در آن زمان پروسه مجوز تاسیس یك شركت بیمه چگونه طی می شد و چقدر طول می كشید؟
درخواست تاسیس بیمه تهران در سال 46 به وزارت اقتصاد داده شد و 7سال بعد یعنی در سال 53 توانستیم پروانه را از بیمه مركزی كه طی این 7 سال تاسیس شده بود، اخذ كنیم.
در ابتدای كار 3 نفر بودیم كه تصمیم گرفتیم با مشاركت بانك تهران یك شركت بیمه تاسیس كنیم كه 50درصد سهم آن برای ما 3 نفر و 50درصد باقی متعلق به بانك تهران و عوامل آن باشد، با تشكیل بیمه مركزی، مقرر شد شركت باید با 50میلیون تومان سرمایه كه 50درصد آن پرداخت شد، تاسیس شود، اما ما هر كدام یك میلیون تومان داشتیم و قانع شدیم بیشتر سهام را گروه بانك تهران بردارد و من و آقای نراقی مامور تعقیب اخذ مجوز از بیمه مركزی ایران شدیم، در واقع پروسه آن 7سال طول كشید تا قانون جدید بیمه گری تصویب شود.
* در آن زمان رییس كل بیمه مركزی چه كسی بود؟
جواد منصور، رییس كل بیمه مركزی بود كه با آقای نراقی هم دوست بود هم قوم و خویش و قبل از صدور پروانه بیمه تهران گفته بود به یك شرط مجوز تاسیس شركت را زود می دهیم كه 15درصد سهام آن را مجانی به یك خانم بدهید. آن خانم ندیمه و زن دایی فرح دیبا همسر شاه بود، آقای نراقی در جلسه شرط بیمه مركزی را اعلام كرد، با دلخوری گفتم من نه پول دارم و نه حوصله این حرف ها رو و جلسه را ترك كردم، اما سایر سهامداران بقیه سهام یك تومان را 12هزار پرداخت كردند و 15درصد آن را مجانی به این خانم دادند و پروانه صادر شد و در دوره اول پس از تاسیس به عضویت هیات مدیره نیز انتخاب شد. اما 2 هفته بعد استعفا داد و خواست پول سهمش را بگیرد.
من فقط یك بار در جلسه هیات مدیره او را دیدم و متوجه شدم از جنس درباری ها نیست و از اینكه مجانی صاحب 15درصد سهام شده بود خجالت می كشید و این اتفاق به خاطر شیرین كاری های بیمه مركزی برای خوش آیند دربار صورت گرفته است، در واقع آن خانوم بسیار ساده بود و از جنس درباری ها نبود. پول خود را گرفت و رفت.
* آقای بهزادی بحث اتكایی در آن زمان چگونه بود و بیمه گران با چه شركت هایی كار می كردند؟
در آن زمان شركت های بیمه ایرانی با چند بیمه گر اتكایی مطرح دنیا قرارداد داشتند و واگذاری اتكایی صورت می گرفت، بیمه سوئیس ری و آلیانس با ایرانی ها كار می كردند، آلیانس در سرمایه بانك تهران نیز سهم داشتند و متوقع بودند بیشتر ریسك به آنان واگذار شود، اما ما اعلام می كردیم معادل سهم شما كه تنها 5درصد است اتكایی می دهیم و اصلا به صلاح نیست بخش عمده ای از ریسك را به یك شركت واگذار كنیم. از ابتدا هم كه باید 25درصد سهم بیمه مركزی واگذار می شد و سپس بین شركت های داخلی توزیع و مازاد آن به خارجی ها واگذار می شد. در واقع واگذاری اتكایی در بیمه امری ضروری است كه متاسفانه در ایران ریسك آنچنان كه باید تقسیم نشد و همكاری و تعامل نبود تا از خروج ارز بیشتر، جلوگیری شود.
* آیا واگذاری اتكایی مازاد بر اتكایی اجباری به بیمه مركزی امری حرفه ای است؟
توجه داشته باشید هرگونه عملیات بیمه گری توسط بیمه مركزی مغایر با ماموریت و اصالت بیمه مركزی است. بیمه مركزی باید مراقب بازار بیمه و ناظر بر رفتار حرفه ای در بازار باشد، بحث مهم، سرمایه گذاری اندوخته های بیمه ای است كه در واقع مال شركت بیمه نیست و متعلق به بیمه گذاران است كه باید به درستی سرمایه گذاری شود تا بیمه گران توان ایفای تعهدات سال های آتی را داشته باشند و امانت مردم را برگردانند.

لیلا اكبر پور
 

 
مطالب مترادف تصادفی
بیمه اینترنتی ایران