| فاجعه ای به نام بیمه زلزله |
|
| مقالات - مقالات متنوع |
|
فاجعه ای به نام بیمه زلزله مهدی وجودی دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران کشور ایران، سالهای متمادی است که از پدیدههای طبیعی همچون زلزله و سیل متحمل خسارتهای بیشماری میگردد و یکی از این پدیدههای طبیعی که اخیرا مورد توجه خاص هم قرار میگیرد، پدیده زمینلرزه است. متاسفانه نگرش حاکم بر زلزله، قبول خسارت زا بودن آن است. بدین معنی که هم مردم و هم دولت پذیرفتهاند که زلزله میکشد، خسارت میزند، نابود میکند. چنین نگرش ویران کنندهای در جای جای زندگی ما، و نیز برنامهها و طرحهای ارائه شده از سوی دولت و ارگانهای ذیربط کاملا مشهود است. بسیاری از برنامه های جاری و دیدگاهها و سخنرانیهای مدیران و مسئولان، بدون کوچکترین توجهی به نظرات کارشناسان و متخصصان این وادی، فقط به بحث بعد از زلزله و جبران خسارت ایجاد شده توجه دارد. بیمه زلزله یکی از مواردی است که بدون کوچکترین مطالعه علمی نسبت به آن، در حال حاضر در کشور اعمال میشود بدون اینکه به پیآمدهای شرایط حاکم بر آن توجه گردد. متاسفانه در مورد بیمه زلزله نیز دیدگاه فقط دیدگاه جبران خسارت میباشد، بدون توجه به اینکه بیمه زلزله چقدر میتواند در جهت اصلاح شرایط ساخت و ساز و تشویق به بهسازی لرزه ای مفید واقع شود. شاید به جرات بتوان گفت که یکی از مهمترین ابزارهای کشورهای توسعه یافته برای جبران و کاهش خسارتهای ناشی از زلزله، بیمه زلزله میباشد. در چنین کشورهایی بیمه زلزله، علاوه بر جبران خسارتهای ناشی از زمینلرزه، به منظور تشویق در جهت ساخت و ساز صحیح و ایمن استفاده میشود. با وجود این در کشور ایران با شرایط کنونی حاکم بر بیمه زلزله، این بیمه نه تنها نخواهد توانست جبران کننده خسارتهای مالی باشد، بلکه تهدیدی جدی بر ساخت و ساز صحیح خواهد بود. بدین معنی که با شرایط حاضر، بیمه زلزله کشور را به سوی فاجعهای مضاعف میکشاند. در مطلب حاضر با مقایسه وضعیت بیمه زلزله در کشورهای توسعه یافته و کشور ایران، به بررسی آسیبهای ناشی از چنین روندی خواهیم پرداخت و در نهایت جمع بندی و ارائه پیشنهاداتی در جهت اصلاح آن خواهیم داشت.
بیمه زلزله در سایر کشورها بیمه زلزله در کشورهای زلزله خیز از جایگاه ویژهای برخوردار است و این کشورها توانستهاند با مطالعات گسترده ریسک و خطر توسط متخصصان و مهندسان زلزله و سازه، قیمتهای واقع گرایانه و حقیقی برای نرخهای حق بیمه زلزله تعیین نموده و آن را در مسیر صحیح هدایت نمایند. برای مثال در کشوری غیر از ایران، حق بیمه برای یک سازه حدود 10 درصد هزینه ایمن سازی آن برآورد میشود. بدین ترتیب که اگر هزینه ایمن سازی یک سازه 15 میلیون تومان باشد، حق بیمهای که برای یکسال بیمه زلزله پرداخت میشود، چیزی حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان خواهد بود. مالک هر ساختمان بر اساس اینکه ساختمان وی چقدر در مقابل زلزله آسیب پذیر است مجبور به پرداخت حق بیمه میباشد و صاحبان سازههای آسیب پذیر مسلما میبایست مبلغ بیشتری پرداخت کنند. این به معنی استفاده صحیح از دست آوردهای علم مهندسی زلزله چه در مرحله برآورد خطر زلزله و چه در مرحله آسیب پذیری لرزهای میباشد. چندین روش مختلف برای برآورد آسیب پذیری سازهها وجود دارد ولی فرایند کلی آن عبارتست از تحلیل اینکه سازه در چه ساختگاهی ساخته شده و بطور کلی شتاب طراحی ساختگاه چقدر است، و در نهایت بررسی آسیب پذیری لرزهای که شامل پارامترهای مختلفی از جمله نوع سازه، کیفیت ساخت، کیفیت اسناد نظارت، عمر سازه و سایر پارامترهای دخیل در عملکرد سازه در مقابل زلزله میباشد. در چنین نظام بیمهای، اینکه کجا ساختهایم و چگونه ساختهایم مهم است. و این یعنی تشویق مالکان به انتخاب دقیقتر ساختگاههای ایمن (با رعایت فاصله مناسب از گسل و دوری از مکانهای مستعد زمینلغزش) و نیز دقت در انتخاب سازههای مقاوم در برابر زلزله. چنین قوانینی از طرف دیگر، باعث خواهد شد تا عموم مردم همواره با سوالات مهمی از جمله "ایا سازه من در مقابل زلزله ایمن است؟" روبرو شوند و این امر باعث خواهد شد تا اهمیت زلزله و خسارتهای ناشی از آن به صورت غیرمستقیم ( جدای از آموزشهای مستقیم ) در بطن جامعه وارد شود و مطمئنا تاثیر آن بیش از آموزشهای مستقیم بوده و در نهایت منجر به فرهنگ سازی در جهت ساخت و انتخاب سازههای ایمن خواهد شد.
بیمه زلزله در ایران جالب توجه است که در کشور ایران بیمهای تحت عنوان بیمه زلزله نداریم، و زلزله به صورت زیر مجموعهای از بیمه آتش سوزی پوشش داده میشود. شاید بهتر باشد قبل از نامگذاری بیمه آتش سوزی، توجه نماییم که کدام یک از این پدیدهها خسارت بیشتری در طول سالیان گذشته وارد نموده است. در آن صورت شاید بیمه آتش سوزی تحت مجموعه بیمه زلزله قرار میگرفت. در کشور ما، آنچنان ابتدایی با بیمه زلزله برخورد میشود که گویی زلزله امری بسیار دور از ذهن است و تاکنون خسارتی به کشور ما وارد نکرده است. قضیه بیمه اجباری زلزله در حالی مطرح میشود که بنیان علمی صنعت بیمه کشور در رابطه با بیمه زلزله بسیار سست بوده و اغلب شاهد اظهار نظرهایی کاملا اشتباه و غیرواقعی از سوی مسئولین ذیربط در این زمینه میباشیم. متاسفانه ما هرگز به این نکته توجه نکردهایم که رسالت جبران کننده بودن بیمه زلزله، در اولویت دوم نسبت به تشویقی بودن آن قرار دارد. بعد از زلزله زرند که گروه مهندسی جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران، به این منطقه زلزله زده اعزام شده بود، شاهد بودیم که بلافاصله شرکتهای بیمهای بازاریابهای خود را به مناطق کمتر آسیب دیده فرستاده بودند تا از ترس و هراس ایجاد شده بین مردم استفاده کنند و بتوانند مشتریان بیشتری را جذب نمایند. برای مثال، یکی از مغازه داران، محل کسب خود را که یک سازه خشت و گلی بود به قیمت بسیار اندکی به مدت یک سال برای سقف خسارت 10 میلیون تومان بیمه کرده بود. جالب است بدانیم، سازه های خشت و گلی در تمام زلزله های گذشته امتحان خود را پس دادهاند و شاهد خسارتهای بیشمار جانی و مالی از سوی چنین سازههایی بودهایم. با این حال میبینیم که متولیان صنعت بیمه کشور بدون کوچکترین توجهی به هشدارهای صادر شده از سوی متخصصان امر زلزله، اقدام به بیمه نمودن سازهای مینمایند که محکوم به نابودی است و در این شرایط فرد بیمه کننده خوشحال از اینکه ملک خود را بیمه کرده است، از نوسازی این سازه با مسخره یاد میکند. این یک نمونه در مورد محل تجاری است و در مورد منازل مسکونی نیز دقیقا چنین روالی وجود دارد. یعنی فرد دیگر هیچگونه رغبتی در جهت ایمن سازی و بهسازی محل سکونت یا کسب خود نخواهد داشت! ما در کشور ایران شاهد روالی مناسب و علمی در محاسبه حق بیمه ساختمانها نیستیم و در واقع در کشور ایران برخلاف سایر کشورهای زلزله خیز جهان عمل میشود. کیفیت سازه، یکی از مهمترین فاکتورها در تعیین نرخ بیمه زلزله میباشد، در حالی که در صنعت بیمه کشور، کیفیت ساختمان هیچ گونه تاثیری در نرخ حق بیمه پرداختی ندارد. بدین ترتیب که در ایران فرقی نمیکند که منزلتان خشت و گلی باشد یا بتن مسلح، روی شیب مستعد زمین لغزش باشد یا نه، بهر حال حق بیمه ای که پرداخت میکنید یکی خواهد بود. و این یکی از مهمترین آسیبهایی است که شرایط کنونی بیمه زلزله بر کشور وارد میکند یعنی سازه خوب با سازه بد هیچ تفاوتی ندارد.
پیشنهاد مشاهده کردیم که صنعت بیمه کشور در زمینه زلزله، برخلاف آنچه که باید باشد، بسیار ضعیف بوده و مطالعات تخصصی بسیار اندکی در این زمینه انجام پذیرفته است. و بدلیل پیشنهاد بیمه زلزله از سوی شرکتهای بیمهای بدون مطالعه صحیح باعث گردیده تا بیمه هیچ گونه حالت تشویقی در جهت ایمن سازی و بهسازی ساختمانها نداشته باشد. از سوی دیگر این مطلب که ایا با چنین نرخهای بیمه و بدون مطالعات ریسک و خطر در زمینه زلزله شرکتهای بیمهای خواهند توانست خسارت ایجاد شده را جبران کنند خود جای بسی تامل دارد. آنچه که از نظر متخصصان زلزله کشور در شرایط کنونی الزامی به نظر میرسد، انجام هر چه سریعتر مطالعات تخصصی مهندسی و مدیریتی بنیادی و گسترده در زمینه بیمه زلزله در کشور است تا شرایط کنونی چنین بیمهای که مطمئنا با گسترده شدن آن، کشور را به سوی فاجعهای مضاعف خواهد کشاند اصلاح گردد. مطمئنا نیاز اجرایی طرحهایی همچون بیمه اجباری زلزله، شناخت کامل موضوع و شرایط حاکم بر ایران و از سوی دیگر واقعی کردن نرخ بیمهها و نیز استفاده از متخصصان کشور در جهت برآورد سریع آسیب پذیری سازه ها میباشد. اگر تمام تفکر شرکتهای بیمهای، بر اساس نظام مالی و حداکثر سود میباشد و نیازی به سرمایه گذاری در جهت مطالعات اساسی در این زمینه نمیبینند، نگرش سازمانهای غیردولتی و تخصصی در زمینه زلزله، حفظ جان انسانها است. لذا سازمانهای غیردولتی اجازه نخواهند داد تا جان انسانها، قربانی ندانم کاری و عدم علم کافی مدیران گردد. ایا وقت آن نرسیده که ساختارهای حیاتی کنترل سازهها با همکاری و همیاری تمام گروههای درگیر در این امر بتواند از تمام امکانات موجود استفاده نموده و ساختاری نظام مند و اصولی به مباحثی همچون بیمه زلزله بدهد؟
|


