ضرب المثلهای فارسی چاپ
ایران - تاریخ

امثال و حکم

ریشه ضرب المثل های فارسی

مطالب این بخش از کتاب " ریشه های تاریخی امثال و حکم " تألیف زنده یاد مهدی پرتوی آملی گرفته شده است.

مقدمه مولف:

کتاب حاضر نتیجه بیست و پنج سال اهتمام و مجاهده است. کتب و دواوین زیادی را مطالعه کرده ام. از هر کسی که گمان می رفت علم و اطلاع از امثال و حکم داشته باشد، ریشه تاریخی و منابع و مآخذ آن را پرسش کرده ام. خلاصه به هر دری زدم و از هر ندایی بهره برده ام تا این " ران ملخ " بدست آمد.

راجع به امثال و حکم کتب متعددی نوشته شده و پژوهشگران دانشمندی چون علامه فقید علی اکبر دهخدا، محمدعلی جمالزاده، شادروان صادق هدایت، زنده یاد امیرقلی امینی و .... رنج فراوان برده و هر یک در پیرامون امثله سائره حقاً بحثی مفید و مستوفی کرده اند که در خور ستایش و تحسین می باشد. النهایه فرق و اختلافی که بین این کتاب و آثار دانشمندان نامبرده وجود دارد اینست که در کتب مدون موجود آنان، بیشتر به مورد اصطلاح و به کار بردن آن پرداخته شده است. در حالی که کتاب حاضر شامل امثال و حکمی است که ریشه تاریخی دارند و صحت و واقعیت علل تسمیه و شأن نزول آنها از مرحله روایت به درایت رسیده است. در واقع منظور نگارنده این کتاب جمع آوری امثال و حکم مستند و ریشه های تاریخی آنها بوده است؛ لاغیر.

به یاد ادیب و محقق مازندرانی پرتوی آملی

معلم فقید مهدی پرتوی آملی، فرزند برومند آمل، چشم و چراغ فرهنگ مازندران - ریشه یاب حکم و امثال زبان شیرین فارسی، گردآورنده فرهنگ عوام آمل و گزیده های تاریخ، معلمی دانادل و دلسوز که از آغاز جوانی تا آستانه بازنشستگی در ساری، بابل، آمل، گیلان و تهران در کار تعلیم و تربیت و تا واپسین دم حیات در کار تحریر و تألیف بود. چند سال هم با سمت رایزن فرهنگی و معاونت سرپرست مدارس ایرانی، عراق در بغداد و نجف اشرف و دیگر شهرها و عتبات عالیات با همت بلند و ذوق سرشار هموطنان خود را در آن دیار نیز از برکات دانش و حکمت بهره مند می ساخت. در آخرین روزهای خرداد امسال (1368 خورشیدی) در جوار رحمت حق آرمید و چراغ عمر پر فروغ او خاموش شد.

حاصل عمر پر ثمر او تربیت هزاران نفر پزشک، مهندس، دبیر و قاضی و افراد تحصیل کرده دیگر است که در مازندارن و تهران و سایر نقاط کشور در خدمت جامعه قرار دارند.

تألیفات پر بار او نیز هدیه این مرد ادیب و فرزانه است به گنجینه غنی و گرانقدر فرهنگ و ادب ایران.

 

آبشان از یک جوی نمی رود

آب پاکی روی دستش ریخت

آب از سرچشمه گل آلود است

آب زیر کاه

آب حیات نوشید

آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند

آفتابی شد

آش شله قلمکار

آتش بیار معرکه

از آسمان افتاد

ارنعود

آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است

از پشت خنجر زد

از بیخ عرب شد

آنکه شتر را به پشت بام برد خودش باید پایین بیاورد

از دماغ فیل افتاد

از خجالت آب شد

احساس بالاتر از دلیل است

از کیسه خلیفه می بخشد

از کوره در رفت

از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد

اشک تمساح

اشرف خر

از ریش به سبیل پیوند می کند

المفلس فی امان الله

الکی

اگر برای من آب نداشته باشد، برای تو نان که دارد

ایراد بنی اسراییلی

امامزاده ای است که با هم ساختیم

این به آن در

باد آورده را باد می برد

این طفل یکشبه ره یکساله می رود

این شتری است که در خانه همه کس می خوابد

باد صرصر

باج سبیل

با آب حمام دوست می گیرد

باش تا صبح دولتت بدمد

با سلام و صلوات

بادنجان دور قاب چین

برج زهرمار

برعکس نهند نام زنگی کافور

با همه بله، با من هم بله

برو آنجا که عرب نی انداخت

به خاک سیاه نشاندن

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

بره کشان است

بز بیاری

بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد

سایه تان از سر ما کم نشود

بز اخفش

بر قوزک پایش لعنت

سبیلش را چرب کرد

سبیلش آویزان شد

سبزی پاک کردن

سد سکندر باش

ستون پنجم

ستون به ستون فرج است

سنگ کسی را به سینه زدن

سرم را بشکن، نرخم را نشکن

سر و کیسه کردن

ماستها را کیسه کرد

سگ نازی آباد

سر و گوش آب دادن

دود چراغ خورده

دو قورت و نیمش باقی است

خودم جا، خرم جا

هم چوب را خورد و هم پیاز را و هم پول را داد

 

 

 

منبع : سایت فرهنگسرا

 
مطالب مترادف تصادفی
بیمه اینترنتی ایران