| جشن مهرگان |
|
| ایران - تاریخ |
|
جشن مهرگان دسامبر 17, 2007 at 1:34 ب ظ (Uncategorized) * دوستان، من این نوشته را اخیراً از بین یادداشت های قدیمی ترم پیدا کردم و چون به مرجعی که آن موقع ازش استفاده کرده ام دسترسی ندارم و نتوانستم نام نویسنده و اثر را (پس از مدتی نسبتاً طولانی) به خاطر بیاورم، ترجیح دادم که فقط خود مقاله را که حاوی اطلاعات ارزشمندی در خصوص فرهنگ و جشن های اصیل ایران است با شما قسمت کنم، و اگر کسی اطلاع و آشنایی با نویسنده دارد، لطفاً برای خود من (به ایمیل یا بخش نظرهای مطلب) بفرستید که خبر داشته باشم. اطلاع از نظرات شما در خصوص هر یک از موضوعات هم برایم شایان توجه و حائز اهمیت است. پس خود را برای در میان گذاشتن نظرات تان آزاد ببینید و تأملات تان را در این پایگاه به معرض توجه و نظردهی دیگر علاقه مندان نیز بگذارید. با سپاس از شما خوانندۀ عزیز. *** در فرهنگ اصیل ایران باستان پنج جشن با اهمیت وجود دارد که عبارتند از نوروز، مهرگان، تیرگان، یلدا و سده. در تقویم ایران باستان، هر روز از ماه دارای نامی است و روز شانزدهم هر ماه نیز روز مهر نام دارد.در هر ماه، مردمان آن روزی که نامش با نام ماه یکی می شد را جشن می گرفتند و آن را گرامی می داشتند. روز مهر از ماه مهر، روز جشن مهرگان نام دارد. مهر در معنای لغوی محبت و پیوستن معنا دارد و مهرگان نزد برخی اقوام کهن ایرانی از نوروز نیز مهم تر بوده است. دلایل این اهمیت هم، منسوب بودن مهرگان به الهۀ مهر (میترا) بود که فرشتۀ دوستی و عهد و پیمان و مظهر نور و روشنایی بود. پس او چنان تقدسی نزد آریایی ها داشت که کیش مهرپرستی به وجود آمد و از ایران به بابل و سپس به اروپا رفت و آئین میترائیسم شکل گرفت که خود منجر به شکل گیری برخی از طرق عرفانی شد و در نهایت یکی از سرچشمه های مهم مسیحیت گردید. به عید میترا، عید ((بغ)) نیز می گفتند. چرا که بغ به معنای خداوند است و بعدها به میترا تبدیل شده است. (جالب است پایتخت کشور عراق هم که بغداد نام دارد، یک اسم کاملاً پارسی است به معنای خداداد.) مهر در اندیشه های کهن، واسطۀ میان فروغ ازلی و فروغ پدید آمده بوده (آفریدگار و آفریدگان) و چون که مظهر نور بود، به مفهوم خورشید نیز به کار می رفت. مهر، حامی صلح و صفا و ضامن عهد و پیمان، و همچنین نگاهبان کشتزارها و کشت ها، پاسدار مردم و بخشندۀ آرامش به سرزمین ایران بود. در دوران تسلط آئین زرتشت، با اهمیت یافتن مقام اهورامزدا و عمومیت یافتن آن، یکتاپرستی از مقام مهر به تدریج کاسته شد و از آن پس، مهر تنها به عنوان فرشته ای بلندپایه ستایش می شد و به ایزد مهر مشهور گشت. مقام او بر بالای کوه البرز تصور می شد که بر گردونۀ چهار اسبۀ خویش از کوه خاور به باختر می شتافت، و جهان را سرشار از روشنایی و برکت می ساخت. معمولاً گذشته از عقاید مذهبی قدرتمندی که در پس این گونه جشن ها نهفته است، یک پیشینۀ تاریخی و پس زمینۀ فرهنگی نیز پشتوانۀ آن هاست. ایرانیان در طول تاریخ خود راه درازی را پیموده اند. هم در این راه شکل گرفته اند و هم به این راه شکل داده اند. از منظری، این شکل و شمایل نه چندان مایۀ فخر و مباهات است و نه چندان مایۀ سرشکستگی و خواری. هر چه هست تاریخ و زندگی ملتی است که ساختار روانی و اجتماعی ویژۀ خود را دارد. تاریخ ملت ما با مناسکی عجین شده است که به زندگی انسان ایرانی در طی قرون متمادی هویت و معنا بخشیده اند، و اصولاً از کارکردهای افسانه ها و اساطیر همین هویت بخشی و معنا دادن به زندگی است. زبان اسطوره زبان رمز و راز است. ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف می کند و از گذشته به حال و از حال به آینده توجه می دهد. گویی بیانگر آرزوها و آرمان های یک قوم است. آری، اسطوره ها غایت آرزوهای اقوام را تعریف می کنند و به زندگی جهت می بخشند. و یادآوری چنین مناسکی عامل بسیار خوبی است برای دستیابی به معرفت راستین به خود، به خصوص برای ملتی که ریشه در ژرفا دارد. در تمام اعیاد و مناسک ایران باستان، اندیشه و تفکری جاری و ساری است که به این جشن ها رنگ و بوی معنوی عجیبی می بخشد. آئین ها و مناسبت ها همه نمادی از حرکت هایی در تاریخ قوم ایرانی است که در هنر و ادبیات این قوم نیز جا به جا تجلی یافته است. مثلاً تیرگان، سالروز حرکت تاریخی آرش کمانگیر است بر علیه ظلم و جور حاکم. حرکت او یک حرکت چند بعدی به معنای کامل است که در قالب اسطوره و شعر هم به آن پرداخته شده است. پیرامون فلسفۀ جشن مهرگان نیز نظریه های مختلفی وجود دارد. مانند این که این روز، روزی است که خداوند زمین را گسترانیده و روح را در کالبد اجساد دمیده. یا این که در این روز فرشتگان به کمک کاوۀ آهنگر رفتند تا بتواند بر ضحاک غلبه کند و او را شکست دهد و در همین روز بوده که فریدون بر تخت پادشاهی نشست. و یا در این روز فریدون ضحاک را در بابل گرفت و به کوه دماوند فرستاد تا او را در بندش کنند و به سبب این اتفاق، آن را جشن گرفته و عید نام نهادند و از آن پس حکام بر رعایای خود مهر می ورزیدند و محبت می کردند. همچنین عقیده ای است که اردشیر بابکان در چنین روزی تاجگذاری کرده. تاج او به شکل چهرۀ آفتاب بوده و از آن روز به بعد، پادشاهان در این روز تاجگذاری می کردند. به هر جهت آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید، نقطۀ مشترکی است که در تمام جشن های ایرانی می توان سراغ گرفت. اگر شب دراز است به پایان می رسد (یلدا)، زمستان طولانی و تازیانه های سرما نیز خواهد رفت (نوروز)، ظلم و بیداد ضحاک ها و افراسیاب ها نابود خواهد گشت (تیرگان و مهرگان). و سرانجام آنچه می ماند روشنایی، زیبایی، خیر و ایثار، محبت و نام نیک است. در واقع این جشن ها بیانگر آرزوهای ملت ایران است برای آزادی از هر گونه ظلم و بیداد، و پاسداشت ارزش های متعالی انسانی، و روشنگر نور امید در دل های ستمدیدگان. و اما پیرامون مراسم روز مهرگان، یکی استفاده از روغن ((بان)) است که برای تیمن و تبرک بر بدن می مالیدند و هفت میوۀ شیرین ترنج، سیب، به، انار، عناب، انگور (سفید)، و کُنار تهیه می کردند، چرا که اگر هر کس در این روز از این هفت میوه بخورد و روغن بمالد و گلاب بپاشد، در آن سال از آفات و بلاها مصون می ماند. در این روز زرتشتیان لباس نو به رنگ های زرد و سرخ و نارنجی پائیزی می پوشیدند و سفرۀ الوان می گستردند و بر آن کتاب اوِستا و آئینه و سرمه دان و سبویی شراب و شیشه ای گلاب و گل نیلوفر و انار می چیدند. آتش های بزرگ بر پا داشته و به رقص و پایکوبی می پرداختند و اسپند در آتش می ریختند. مراسم دید و بازدید در این روز برگزار می شد و کوچکترها به دیدن بزرگ ترها می رفتند. به کودکی که در ماه مهر به دنیا می آمد نامی می نهادند که با مهر ترکیب شده باشد، مانند مهریار، مهرشید، مهرنوش، مهرداد، مهربان و … . نام بابلی ماه مهر ((تشری)) به معنای شمس یا خدای آفتاب است و ماه زرتشتی آن همان ماه ((مهر)) بوده و در ماه های ارمنی هم آن را (مهکان) می گفتند. ایرانیان در این ماه جشن بزرگی می گرفتند که شش روز طول می کشید. شاید این شش روز با آنچه در کتاب مقدس به عنوان دوره های آفرینش آمده است ارتباط داشته باشد. روز شانزده مهر، مهرگان کوچک و روز بیست و یک مهر، مهرگان بزرگ نام داشت. عده ای از ایرانیان معتقد بودند که در روز مهرگان، آدم و حوای آریائیان ((مشیا و مشیانه)) تولد یافته اند. این جشن در همۀ آسیای صغیر هم معمول بوده و از آنجا به اروپا رفته است. به طوری که در روم باستان نیز وجود داشته و به عنوان ((روز ولادت خورشید مغلوب ناشدنی)) نام گرفته است. روز پایانی جشن که بیست و پنج اکتبر است را روز ولادت مسیح قرار داده اند. مهرگان، جشنی است که در آن سپیدی بر سیاهی، خورشید بر تاریکی، و آگاهی بر جهل پیروز می شود. این جشن، جشن بازیابی آزادی و رهایی از ستم ظالمان و پیروزی نیکی بر بدی است. |
| مطالب مترادف تصادفی | |


