| اشکالات فقهی عقد بیمه |
|
| اصول بیمه - بیمه از دیدگاه فقهی |
اشکالات فقهی عقد بیمه
غرر ممکن است با استناد به برخی مبانی فقهی، اشکالاتی به بیمه شود که پاسخ بدانها بایسته است: الف: چون وجود خسارت بر بیمه گذار، معلوم و یقینی نمیباشد و با وجود خسارت چند و چون آن مشخص نیست. بنا بر این ممکن است بری یک طرف قرارداد موجب غرر باشد و انعقاد قرارداد غرری هم جایز نیست. توضیح بیشتر در این زمینه خالی از فایده نیست: یکی از شرائط درستی داد و ستد نبود غرر است. اگر معاملهی موجب غرر یک طرف یا دو طرف آن معامله شود، جایز نمیباشد. چون در روایت پیشوایان دین، سلام الله علیهم، از بیع غرری نهی و منع شده است و نهی در معاملات موجب فساد آن مىشود. و اگر در معاملهی به نهی بعمل آمده، توجه نشود و به مقتضی آن عمل نگردید، آن معامله فاسد بوده و ترتیب اثری به آن داده نمیشود. روایت اشاره شده در روایات عامه، چنین آمده است:«نهی النبی صلی الله علیه و آله و سلم عن بیع الغرر.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از انجام معامله غرری نهی کرده است. علماء شیعه نیز یکی از ارکان درستی داد و ستد را «غررى» نبودن آن شمردهاند و معاملهی که موجب غرر باشد، باطل و فاسد میدانند. مگر چارهی بری رفع غرر یا جبران آن شود. روایت معروف نبوی یاد شده در روایات امامیه نقل نشده است اما روایاتی از ائمه معصومین، سلام الله علیهم، رسیده که موید مضمون آن میباشد: «عن ابیعبد الله علیه السلام عن آبائه علیهم السلام: ان رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم، قال: من باع بیعاً الی اجل لایعرف، او بشىء لایعرف، فلیس بیعه ببیع.» اگر کسی داد و ستدی انجام دهد که زمان تحویل جنس، مشخص نباشد، یا بهاء آن معلوم نباشد آن بیع، داد و ستد درستی نخواهد بود. «2. عن ابی عبدالله علیه السلام: قال: یکره ان یشتری الثوب بدینار غیر درهم، لانه لایدری کم الدر هم من الدینار.» در این روایت اگر چه حضرت صادق، علیه السلام، با تعبیر «کراهت» از معاملهی که بهاء آن معین نمىباشد، منع فرموده است اما با توجه به مناسبتحکم و موضوع که مسالهی عبادی نیست فساد چنین داد و ستدی را مىرساند. «3. عن علی علیه السلام، فی رجل یشتری السلعة بدینار غیر معاملهی که بهی آن مشخص نباشد، یا زمان تحویل جنس تعیین نشده باشد، یا به جهت بالا و پایین آمدن ارزش درهم و دینار، بهاء پذیرش تغییر، داشته باشد چنین معاملهی چون موجب غرر مىشود، فاسد و باطل خواهد بود. در عقد بیمه، نیز چون و چگونگی خسارت وارده احتمالی و میزان آن، روشن نیست داد و ستدی غرری به معنی لغوی غرر بوده و فاسد و باطل مىباشد. بری روشن شدن موضوع و دفع این شبهه، نخست بایسته است «غرر» را معنی کنیم: «غرر» در لغت به معنی خطر و به هلاکت، افتادن است. «غرر» جهل و جهالت نیست اگر چه خود یکی از عوامل به خطر افتادن و هلاک شدن مىباشد. بیع «غررى» را از آنجهت «غررى» مىنامند که مال و سرمایه طرف به مخاطره مىافتد. در بیمه، غرر به معنایی که شمرده شد، وجود ندارد، مخاطرهی بری دو طرف نیست. بیمهگر و بیمهگذار هر دو با توجه و بر مبنی همین احتمالات، عقد بیمه را منعقد مىکنند و این اندازه ابهام میزان خسارت وارده، زیانی به درستی عقد بیمه، نمیزند. زیرا نوع خسارت و بیشترین میزان تامین آن و حدود و مشخصات دیگر، تعیین و مورد ب. اکل مال به باطل: اشکال دیگری که در عقد بیمه ممکناست گفته شود آنست که بیمه مصداق «اکل مال به باطل»است: قرآن کریم مىفرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون اکل مال به باطل یعنی چه؟باطل در مقابل حق است. باطل چیزی را گویند که پایه و اساس درستی نداشته و هدف و مقصد عقلائی ندارد. وقتی انسان مالی را از راه درست به دست آورده باشد. ملک او میشود بىشک، هر گونه تصرف و دخالت دیگران در آن باید بااجازه و رضایت مالک باشد. و انتقال آن به فرد دیگر باید از راه مشروع باشد. درآمد از راه تقلب، کلاهبرداری، کم فروشی، ربا و داد و ستدهایی که حدود آن نامشخص است و مبنی عقلایی و شرعی ندارد، باطل است و مصرف این گونه درآمدها درست نیست و مصداق اکل مال به باطل مىباشد. این یک قانون و قاعده کلی در فقه اسلامی است و زیربنی درستی همه داد و ستدها است. از سویی قانون و قاعده کلی دیگری نیز وجود دارد که در آیه بالا بصورت استثناء منقطع، بیان شده است و آن مشروع بودن درآمدهائی است که از راه تجارت درست و با رضایت دو طرف داد و ستد به دست آمده باشد. داد و ستدها از هر نوع که باشد، وقتی مانعی از پاسخ آیا این شبهه در بیمه، شبهه بجائی است؟ یا در بیمه، مصالح و سودهایی است که عرف جامعه آن را پذیرفته و وجود همین منافع و مصالح عقلایی، بیمه را از مصادیق «اکل مال به باطل» خارج مىکند. در معاملات و نقل و انتقالات اموال باید یک منفعت عقلائی که شرع آن را رد نکرده باشد، ملحوظ شده باشد. در مبادلات تجاری و قراردادهی مالی و اجتماعی، هدفها و منافع گوناگونی چه بسا منظور مىگردد، و لزومی ندارد این منافع در ردیف بهرههی مادی باشد که لازم باشد در برابر مال، مالی قرار گیرد. امروزه برخی سرمایهداران، افرادی را با هزینه زیاد به عنوان محافظ و نگهبان، استخدام مىکنند، فقط بری آنکه خیالشان آسوده باشد و ازبروز خطرات احتمالی و پیشآمدهی ناگوار، مصون «اکل مال به باطل»، مصادیق روشن دارد نظیر: اموالی که ازراه سرقت، قمار، ربا، کلاهبرداری، فروش اشیائی که مالیت ندارد و... بدست آید. اما در بیمه اینطور نیست، بیمهگذار با پرداختحق بیمه به مقصد و هدف عقلایی که بری او ارزشمند است، مىرسد. با فراغت بال به کسب و کار خود ادامه داده و زندگی خود را مىگذراند، مطمئن است که اگر پیش آمد ناگواری بری او در این زمینه پیش آید، بیمهگر، «ضمان» بر دو نوع است:نوع اول: ضمانی است که بر اثر تلف کردن مال محترمی یا وارد شدن خسارت به آن بر عهده تلف کننده و کسی که خسارت وارد کرده است میآید. و او موظف است تلف و خسارت وارده را جبران کند. در این نوع ضمان، اگر چه در بعضی موارد، تلف کننده یا کسی که موجب خسارت وارده شده است از نظر کیفری قابل تعقیب و مجازات نمىباشد; اما از زاویه حقوقی، مکلف به جبران خسارت است. نوع دیگر ضمان، آن است که از راه اجراء قرارداد ضمان، ضامن مىپذیرد که به مورد ضمانت، عمل کرده و جبران خسارت را جبران کند. در کتب فقهی در تعریف این نوع ضمان گفته شده است که: «التعهد بمال ثابت فی ذمة شخص لاخر.» ضامن متعهد مىشود آنچه که بر عهده مضمون عنه است به «مضمون له» پرداخت کند. در این گونه ضمان یکی از شرائط درستی قرارداد آنست که آنچه بر عهده مضمون عنه است بصورت ثابت و مستقر درآید مانند بدهکاری که به جهت تلف کردن مال مردم یا بیع، یا اجاره و ... بعهده او، آمده که باید حق مردم را ادا کرد و مال آنها را پرداخت نماید. در اینجا «ضامن» پرداخت آن را تضمین نموده و مىپذیرد. در این صورت اگر این شرط محقق نشود و مضمون عنه، بصورت قطعی، مدیون نشده و به عبارت فقهی ذمه او مشغول نشده باشد; ضمان در برابر آن درست نبوده و محقق نمىشود. بر این اساس در عقد بیمه که هنوز خسارتی بر بیمهگذار وارد نشده و روی دادی بری او رخ نداده است، موضوع ضمان محقق نگردیده که بیمهگر بخواهد تعهد پرداخت و جبران آن را بنماید بنا بر این چنین قراردادی صحیح نبوده و باطل خواهد بود. پاسخ نخست آنکه بیمه ضمان نیست که مسائل و شرائط مربوط به ضمان در آن جاری باشد. همانطور که در آغاز بحث گفته شد: بیمه قرارداد مستقلی است که به جهت منافع عقلائی که دارد بین بیمهگر و بیمهگذار با حفظ و مراعات شرائط ویژه خود، برقرار مىگردد. اساس و پایه داد و ستدها و قراردادها در همه جوامع بشری بر اعتباریات استوار است. اعتباراتی که از نظر خردمندان ارزش دارد. چگونگی و حدود این قراردادها را توافق دو طرف قرار داد مشخص مىکند. انسان در زندگی اجتماعی خود بری جبران خسارتها و ضررهی ناشی از حوادث طبیعی و غیرطبیعی که همواره او را تهدید میکند و نیز جهت رسیدن به منافع مادی و غیرمادی خود به «بیمه» و بهرهبری از مزایی آن، نیازمند است. دیگر آنکه در فقه ما مواردی وجود دارد که انسان با شرایطی، تعهدی را مىپذیرد و ذمه خود را مشغول مىکند. مانند موارد «جعاله» که «جاعل» بری رسیدن به منافع و اهداف خود با شرایطی، متعهد مىشود که «حق الجعاله» را بپردازد. در جعاله انسان مىتواند در برابر هر عمل حلالی، ذمه خود را مشغول کند که در صورت انجام آن عمل توسط فرد یا گروهی که آن را بجا آورد و هدف او را محقق سازد، چیزی را بپردازد. نمونه روشن آن را قرآن کریم در داستان حضرت یوسف، سلام الله علی نبینا و آله و علیه السلام، و برادران آن حضرت در خصوص یافتن پیمانه «ملک مصر»، عنوان فرموده است: «قالوا نفقد صواع الملک و لمن جاء به حمل بعیر و انا به زعیم. » «زعیم» در اینجا بمعنی «غارم» است. کسی که تعهد کرده تا در صورت پیدا شدن پیمانه پاداشی را که معین کرده است (یک بار شتر از غله) به یابنده آن پرداخت نماید. در داستان یاد شده پیش از پیدا شدن پیمانه، پرداخت پاداش آن تضمین شده است. بنا بر این شبهه یاد شده نیز در مورد قرارداد بیمه، مصداق ندارد و بستن قرارداد بیمه با این که خسارتی هنوز بر موضوع بیمه وارد نشده است، سبب فساد و بطلان این قرارداد نمیگردد. |
| مطالب مترادف تصادفی | |


