| بیمه و فقه |
|
| اصول بیمه - بیمه از دیدگاه فقهی |
|
بیمه و فقه:
نوشته فراروى شما گزیده درس خارج آیة الله محمدى گیلانى است. در شماره همین مجله نیز نوشتهاى از امام خمینى، با تقریرات ایشان در همین موضوع آمده است خواهندگان پژوهش در این موضوع از آن نوشته نیز، مىتوانند، بهره گیرند. تعریف و پیشینه بیمه: « التامین عقد واقع بین الموتمن و المستامن (المومن له) بان یلتزم الموتمن جبر خسارة کذائیة اذا وردت على المستامن فى مقابل ان یدفع المومنله مبلغا او یتعهد مبلغ یتفق علیه الطرفان.» بیمه عقد قراردادى است بین بیمهگر و بیمهگذار بدینصورت که بیمهگر ملتزم و متعهد مىشود در مقابل دریافت وجهى که آنرا حق بیمه مىگویند در صورت بروز خسارت بر موضوع بیمه خسارت وارده یا بخشى از آن را جبران نماید و به بیمه گذار پرداخت کند. انسان همواره براى جلوگیرى از ضرر و جبران خسارتهاى حوادث و پیشآمدهاى ناگوار، دنبال چاره بوده است . یکى از راههاى آن بیمه است که موجب آرامش خاطر نسبى شده و فوایدى دیگر بر آن مترتب است. اگر چه بهره ورى از بیمه به روش فعلى که یکى از عقود متعارف تجارى و بین المللى است بیش از حدود شش قرن سابقه ندارد ولى از دیر زمان که انسانها در حمل و نقل مال التجارههاى خود با خطراتى مواجه بودهاند از اقدامات دیگرى، مشابه بیمه که سلامت مال التجاره آنها و یا جبران خسارت احتمالى را تضمین کند استفاده میکردهاند. و این ریشه در فطرت سلیم انسانى دارد که براى جلب منفعت و جبران ضرر احتمالى، اقدامات تامینى لازم را پیشبینى نماید. قرائن و شواهد تاریخى نشان مىدهد که بهرهورى از قراردادبیمه در تمدن جدید بشرى و تشکیل شرکتهاى بیمه، نخست از جانب اسپانیاییها و ایتالیایىها در رابطه با بیمه دریائى و تامین محمولههائى که از طریق دریا حمل و نقل مىشد، بوده است. پس از آن با پیشرفت وسائل حمل و نقل موتورى و هوائى بیمه گسترش پیدا کرده و همدوش با نیاز جوامع بشرى، انواع مختلفى از آن، پدید آمد، حتى در مورد خود انسان نیز مىبینیم بیمههایى چون: بیمه بهداشت و درمان، بیمه بیکارى، بیمه عمر و... در بعضى کشورها بصورت اجبارى درآمده است به ویژه در رانندگى و جابجائى بار و مسافر، در محیطهاى کارگرى براى تامین آتیه کارگران و جبران نواقصى که در محیط کار براى کارگران پیش مىآید. درباره تاریخچه بیمه، انواع آن، فوائد و آثار فردى و اجتماعى و نقشى که در تثبیت امنیتشغلى و اجتماعى جوامع بشرى دارد، گفته هاى بسیارى است که این مقال را مجال طرح آن نیست.
|
| مطالب مترادف تصادفی | |


