|
اصول بیمه -
بیمه از دیدگاه فقهی
|
|
نوع عقد در بیمه
بیمه، نیز همانند سایر عقود، نیاز به عقد قرارداد دارد که به اصطلاح فقهى باید بصورت ایجاب و قبول بین بیمهگر و بیمهگزار جارى شود. آیا لازم است که ایجاب و قبول زبانى باشد یعنى بایست طرفین آنچه را بصورت قرارداد امضاء مىکنند به زبان جارى کنند یا تنها به امضاء قرارداد مىتوان بسنده کرد مىباشد. مىدانیم که فقهاء بزرگ شیعه، در مواردى که ایجاب و قبول لفظى، شرط صحت عقد قرارداد محسوب نشده است، معاطاة را مطرح کردهاند. در «معاطاة» لفظى به زبان طرفین جارى نمىشود ولى با عمل خود عقد و التزام به آن را نشان مىدهند. مانند این که در خرید نان از مغازه نانوائى، بدون آنکه نانوا بگوید: این نان را به بیست تومان فروختم و مشترى بگوید خریدم یا قبول کردم، مشترى قیمت نان را به او مىدهد و نان خود را بر مىدارد. اگر ما در بحث بیع و اجاره و ... معاطاة را صحیح دانستیم و گفتیم که الفاظ، نقش مستقل در انعقاد قرارداد ندارد بلکه تصمیم و اراده و انشاء طرفین معامله، موجب نقل و انتقال و انجام معامله مىشود; بىشک اگر از طریق دیگرى نیز این معنى را تفهیم نمایند نقل و انتقال صورت گرفته و معامله انجام شده است؟ در بحث بیمه نیز، همینطور خواهد بود; امضاء اوراق قرارداد بیمه، بعد از خواندن و یا اطلاع از مفاد آن براى پیدایى عقد، قرارداد بس خواهد بود.
|