بیمه ایران = آسایش خاطرخانواده
|
|
مقالات -
مدیریت ریسک
|
|
مدیریت بحران ضرورتی بی مانند
مژگان جندقی
پروسه مدیریت بحران شامل کاهش تقاضا، افزایش عرضه و برنامه ریزى و نظارت بر فرماندهى بحران است. مدیر بحران کسى است که داراى تخصص و اختیارات کافى بوده و قبل از بروز حوادث غیر مترقبه، تمام امکانات موجود سخت افزارى و نرم افزارى براى تک تک بحران ها (مثلاً ناشى از زلزله) را آماده نماید.
مدیریت بحران به عنوان یک رشته مستقل علمی دارای سابقه زیادی نیست.
مدیریت بحران عبارت است از کنترل شرایط متزلزلى که با وقوع بحران ها ایجاد مى شود. پروسه مدیریت بحران شامل کاهش تقاضا، افزایش عرضه و برنامه ریزى و نظارت بر فرماندهى بحران است. مدیر بحران کسى است که داراى تخصص و اختیارات کافى بوده و قبل از بروز حوادث غیر مترقبه، تمام امکانات موجود سخت افزارى و نرم افزارى براى تک تک بحران ها (مثلاً ناشى از زلزله) را آماده نماید. امکاناتى همچون ایمن سازى، مقاوم سازى، ساخت وساز صحیح، برنامه ریزى تخصصى، آموزش مردمى و افزایش سطح آگاهى عمومى، تربیت اکیپ هاى امداد و نجات حرفه اى دولتى و غیر دولتى و سایر اقدامات که منجر به مدیریت صحیح بر بحران و کنترل آن مى شود.
در گام اول در مدیریت بحران شناخت زمینه های بحران و گردآوری اطلاعات در زمینه های شکل گیری یا احتمال حادث شدن بحران است که نیاز به واقع بینی دارد و تاکید می شود که این درست در نقطه مقابل روزمره گی و به دنبال حوادث دویدن است و بدون تعارف در نقطه مقابل رفتار قدرگرایانه سنتی مان قرار می گیرد. چرا که هیچ بحرانی از دیدگاهی کارشناسی بدون علائم قبلی و درجات احتمال آن رخ نمی دهد.
خسارات سوانح طبیعی در جهان از سال 1990 به طور میانگین سالانه بیش از 40 میلیارد دلار بوده است. خسارات وارده در سال 1995 تنها بالغ بر 167 میلیارد دلار است و علیرغم اینکه تجمع دارائی های سرمایه ای در کشورهای توسعه یافته در مقایسه با کشورهای درحال توسعه بیشتر است ولی اثرات اقتصادی بلایا و فجایع طبیعی به طور مساوی بین این دو گروه از کشورها تقسیم شده است. برای مثال کشورهای توسعه یافته در دهه های اخیر هزینه های ناشی از طوفان (گردبادها و سونامی) و کشورهای درحال توسعه آسیب های اقتصادی ناشی از سیل را تحمل کرده اند و هزینه خسارات زلزله به طور مساوی بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته توزیع شده است.
اگر چه در بین این دو گروه از کشورها تولید ناخالص داخلی یکسان نیست ولی سرانه مقابله با سوانح طبیعی در کشورهای درحال توسعه بیشتر است. بر طبق آمارهای بانک جهانی در کشورهای درحال توسعه این رقم 20 برابر بزرگتر است. به هر حال تفاوت اساسی بین سیاست های مدیریت ریسک در کشورهای توسعه یافته و درکشورهای در حال توسعه و فقیر در انتقال ریسک است. کشورهای پیشرفته انتقال ریسک را با بیمه انجام می دهند به طوری که در این کشورها 29% خسارات سوانح طبیعی بیمه شده است. در حالی که در کشورهای فقیر بیمه فقط 1% خسارات سوانح طبیعی را تحت پوشش قرار می دهد. گزارش توسعه جهانی 2001-2000 از فقر، به توجه قابل ملاحظه نقش بیمه در جهت مقابله با ریسک حاصل از فجایع طبیعی اختصاص دارد. همچنین بر اساس تحقیقی که برای افراد مختلف در چهار گروه درآمدی در آمریکا انجام گرفته است گروهی که بیشترین در آمد را در جامعه دارا هستند دارای سهم بیشتری از بیمه اند و گروه هایی که دارای درآمد سالانه کمتری هستند دارای سهم جزئی از بیمه می باشند. لذا مشخص است که رابطه مستقیم بین میزان درآمد وتقاضای افراد برای بیمه شدن وجود دارد و نهایتاً این مسئله مشخص می شود که اگر در یک جامعه میزان درآمدها پایین باشد از صنعت بیمه استقبال چندانی به عمل نخواهد آمد.
نگاهی به آمار جهانی تعداد بحران های ثبت شده در سال 2007 میلادی در ایران نشان می دهد که ایران در این سال بطور کلی 6 بحران بزرگ را تجربه کرده است.
این رقم پایین ترین میزان از سال 1997 میلادی است. در سال های 2001 و 2002 و 2005 این رقم20، 24 و 23 بوده است. اگر چه صرف تعداد بحران ها به خودی خود گویای آثار و پیامدهای آن نیست ولی ارتباط نزدیکی در مجموع بین تعداد بحران ها در یک کشور و پیامدهای مستقیم و غیر مستقیم آنها در کوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد.
جالب آنکه از 6 بحران گزارش شده 4 مورد آن بحران های تکنولوژیک و از نوع حمل و نقلی و 2 مورد آن بحران های طبیعی بوده است که یک مورد آن طوفان و یک مورد آن سیل است.
البته بر اساس همین آمارها تعداد بحران های حمل و نقلی نیز نسبت به سال های قبل بسیار پایین تر است. به عبارت دیگر در حالی که این رقم در سا لهای 2002 تا 2005 دو رقمی بوده است اکنون رقم 4 نشان دهنده کاهش قابل ملاحظه در این تعداد است.
در اینجا آنچه اهمیت دارد آن است که آیا این کاهش تعداد امری تصادفی بوده است و یا اقدامات و برنامه های انجام شده در زمینه های مختلف و از جمله مدیریت بحران منجر به کاهش آنها شده است. طبیعتاً ارایه پاسخ این سوال بسیار مشکل است ولی در صورتی که این رقم پایین در سال های آینده نیز تکرار شوند آنگاه شاید بطور قطعی تر بتوان گفت که برنامه های مدیریت بحران در کشور در حال اثرگذاری هستند.
رسانه های جمعی نقش انکارناپذیری در جامعه دارند. یکی از عرصه هایی که رسانه های جمعی در آن نقش و اهمیت بسیار زیاد داشته و این نقش مورد بحث قرار داشته است نقشی است که رسانه ها در بحران ها و مدیریت بحران ایفا می کنند. این نقش هم از جنبه های مثبت آن و هم از جنبه های منفی آن مورد بررسی قرار داشته است. رسانه ها می توانند جدیدترین اطلاعات را به مردم در زمینه بحران های در حال وقوع بدهند و مردم را در جریان آخرین اخبار مربوط به وقایعی که اتفاق افتاده اند بگذارند.
از کل فرایند مدیریت بحران در ایران تنها به افزایش عرضه توجه شده است و سایر موارد بدون کوچکترین توجهى کاملاً به فراموشى سپرده مى شود. در زلزله هاى گذشته فقط اعلان عمومى براى ارسال کمک ها به مناطق زلزله زده وجود داشته است که متاسفانه این بخش نیز بعضاًآنچنان بدون برنامه ریزى انجام مى پذیرد که درصد بسیار زیادى از کمک هاى ارسالى داخلى و خارجى به دست نیازمندان واقعى نمى رسد.
مدیریت بحران از بحث هایی است که شاید به دلیل رشد خود دیگر نتوان آن را به مباحث نوین مرتبط ساخت اما نکته قابل تامل فاصله های موجود با استانداردهای جهانی است که پرداختن به این موضوع را در صدر موضوعات و دسترسی و کسب فناوری های مرتبط با آنرا در اولویت های فناوری قرار می دهد.
منبع:
Managing Environmental Risk through Insurance. Freeman, P.K., Kunreuther, H., 1997
http://bio.itan.ir/?ID=1472
|
|
|